از وضع موجود تا وضع موعود

از وضع موجود تا وضع موعود


👈نگاهی کوتاه به کارسخت دکتر "منوچهر حبیبی" استاندار کرمانشاه


به قلم: عبدالله رضایی

🔹استان کرمانشاه در غرب ایران با انبوهی از رنج‌ها و خاطرات تلخ و شیرین مرمانش، استانی جوان و پر از نیروی کار و استعدادهایی که بندرت شکوفا شدند، استانی دارای آب و هوای خاص و خاکی حاصلخیز، دارای چندین مرز رسمی تجاری و...
اما این استان سالهاست نه تنها دردها و غمهایش و دغدغه‌هایش کمتر نشده بلکه در برخی موارد حتی فراوانی داشته است که قطعاً همه ما در آن نقش کم و بیش داشته‌ایم چه استانداران گذشته و نمایندگان و فرمانداران و بخشداران و دهیاران و شهردارها و مدیران و فعالان سیاسی، اجتماعی و....
کم لطفی است اگر نگوییم جاهایی هم که همدلی بین مسئولان و مردم وجود داشته اقدامات خوبی هم در جهت رشد و توسعه استان انجام گرفته است.
لازم به ذکر است که بخشی از این روزگار ناخوش استان هم بنابه دلایلی همچون سیل، زلزله و جنگ تحمیلی هشت ساله بود که هنوز عواقب آنها در استان مشهود است.

🔹در ادامه سعی داریم چند مشکل از وضع موجود استان را بیان نماییم که استاندار مورد توجه قرار دهد و فاصله آنرا تا وضع موعود که برخی از آنان را استاندار محترم نیز قول پیگیری داده اند کمتر نمایند و شاهد استانی توسعه‌یافته‌تر و کم مسئله‌تر باشیم ان شاء الله.

✔️زلزله آبان ۱۳۹۶ با بیش از ۶۰۰ کشته و هزاران زخمی و صدها مصدوم و معلول و...تا تخریب هزاران واحد مسکونی، اداری، تجاری، فرهنگی و...خود عاملی در عقب افتادن استان غربی کشور یعنی کرمانشاه شده است. زلزله‌ای که هنوز گریبانگیر مردم است و هرزگاهی یادی از مردم صبور کرمانشاه می‌کند.
خبر امهال وام‌های مردم بعد از وقوع زلزله هنوز بجز روی کاغذ و شانتاژ خبری در عمل چیزی را عاید مردم نکرده است و هر استاندار و مسئولی آمد قول‌هایی داد و رفت... اما وام و جرائم باقی ماندند و مردمانی که نه دیگر می توانند ضمانت کنند و گاهی هم مسیرشان به مراجع قضایی تا وام‌ها را پرداخت کنند.
از دکتر حبیبی انتظار داریم برای یک بار شده بصورت عملی امهال، بخشش وام و جرائم را تعیین تکلیف نماید و خبر خوش آنرا مردم بصورت واقعی ببینند.

✔️بازگشایی بازارچه‌های مرزی از خواسته‌های همیشگی مردم و تجار استان بوده‌است. بازارچه تیله‌کوه بجز مدت کوتاهی در شهرستان سرپل‌ذهاب که به همت فرماندار وقت حاج اکبر سنجابی بازگشایی و فعال و رونقی ایجاد کرد، دیگر شاهد فعالیتش نبودیم علیرغم‌تمام تلاش مسئولان شهرستان تا کنون. مرزهای رسمی تجاری استان از پرویزخان تا سومار و... بازارچه های فعال و غیرفعال نیازمند توجه ویژه استاندار محترم است.

✔️سامانه عظیم و پربرکت گرمسیری که هدیه رهبری به مردم استان کرمانشاه بوده است برکات زیادی در بحث آبرسانی به زمین‌های دیم منطقه و چندبرابر شدن تولیدات کشاورزان شده است. سامانه گرمسیری متاسفانه علیرغم تلاش‌های تاثیرگذار اما هنوز بصورت کامل اجرا نشده است و نقیصه‌های زیادی دارد. سامانه‌ای که اولویت آن میباست استان کرمانشاه باشد متاسفانه با سهل انگاری در گذشته بخشی از آب روانه مناطق جنوبی کشور شده است؛ درحالیکه در بخش دشت ذهاب هنوز برخی زمین‌ها با فاصله ۵۰ متری با سامانه بی بهره هستند و یا در بخش‌های قلعه شاهین و پاطاق هنوز سامانه در حال طی مسیر و لوله‌گذاری در زمین‌های کشاورزی و هنوز تکمیل نشده است. لذا از استاندار محترم تقاضا داریم که با بازدیدهای میدانی خود و همکاری مدیران مربوطه نسبت به تکمیل سامانه گرمسیری در استان کرمانشاه دستورات لازم را مبذول فرمایند.

✔️تنش آبی مسئله جدیدی در استان کرمانشاه خصوصاً شهرستان‌های غربی‌تر یعنی سرپل ذهاب و قصرشیرین نیست و حداقل تا تابستان ۱۴۰۳ این مشکل پابرجا و شاهد قطعی‌های مکرر و حتی چند روزه آب و آبرسانی با تانکر آب ارتش و...بوده‌ایم. ادارات مربوطه اقدامات خوبی داشته‌اند اما کافی نبوده است و نیازمند تخصیص اعتبارات لازم و تسریع در اجراهای پروژه‌های های آبرسانی است که می‌طلبد استاندار محترم دکتر حبیبی دستورات لازم را از همین زمستان بدهند که تابستان آینده مجدد شاهد قطعی آب آشامیدنی شهرستان‌های غربی استان کرمانشاه و گلایه‌های مردمی نباشیم.

✔️مشکلات راه‌های مواصلاتی اعم از بین شهری و بین روستایی و حتی خیابان های درون شهری از مشکلات قابل بیان و توجه است. بخصوص این مشکلات لزوم آسفالت و روکش و تعریض جاده و چندبانده کردن آنها در شهرستان‌های غربی استان (ثلاث باباجانی، قصرشیرین، سرپل ذهاب و گیلانغرب) به سمت مرکز استان مشهودتر است. بخشی از مشکلات به واسطه مراسم اربعین و اعتبارات اختصاصی آن رفع شده است اما بخش اعظم همچنان باقی است و جاده های کم عرض و ناایمن بارها سبب اصلی مرگ عزیزان بوده است و از جهت دیگر سبب تاخیر در رسیدن به مقصد و ترافیک چند کیلومتری شده است.

✔️وضعیت خدمات رسانی بیمارستان‌های استان کرمانشاه نیازمند بررسی میدانی بیشتر و ورود جدی استاندار به مسائل آنان است. در آخرین مورد وضعیت بیمارستان امام سجاد و شاغلان زحمتکش آنجا در پاره‌ای از ابهام قرار دارد. بیمارستان‌ شهرستان‌های غربی متاسفانه امکانات و تجهیزات لازم جهت خدمت رسانی شایسته به مراجعه کنندگان را ندارد. حتی در برخی بیمارستان ها با مشکل عدم حضور کافی متخصصان روبرو هستیم و یا داروهای مورد نیاز در داروخانه بیمارستان یافت نمی شود. حقوق پزشکان، پرستاران، کادر بهداشت و درمان به موقع پرداخت شود. فاز دوم بیمارستان شهدای سرپل ذهاب اگر مورد توجه ویژه استاندار محترم قرار گیرد و اعتبارات لازم تخصیص یابد می تواند این شهرستان را به مرور به قطب درمانی غرب استان تبدیل نماید.

✔️بازسازی اماکن اداری، فرهنگی، مذهبی و دیگر زیرساخت‌ها نیازمند نگاه همه‌جانبه و تخصصی استاندار متخصص استان کرمانشاه و تیم حرفه‌ای وی است. هفت سال از زلزله سال ۱۳۹۶ گذشته است اما در شهرستان سرپل ذهاب هنوز بخاطر کم‌کاری و اهمال کاری برخی مسئولان سابق استانداری شاهد هستیم خیلی از ادارات در اماکن استجاری و چند طبقه متعلق به همشهریان ساکن هستند که لایق آنان مدیران و ارباب رجوع نیست. اماکن مذهبی از جمله مساجد شهر و روستا جهت بازسازی نیازمند اعتبار ویژه هستند؛ اماکن فرهنگی از جمله کتابخانه‌های سرپل ذهاب و فرهنگسرا باید از رها شدگی خلاص شوند و برای بازسازی آنان دستورات لازم داده شود.
قطعاً اگر جشن پایان بازسازی توسط مهندس هوشنگ بازوند و تیم وی اعلام و کتیبه وی بر کوه های سرپل حک نمی شد الان با ردیف بودجه ۱۰ و ۱۲ مختص زلزله بیش از ۷۰ درصد مشکلات کنونی وجود نداشت اما حیف...‌برخی اسم خود حکاکی کردند و کتاب نوشتند و مردم سرپل ذهاب را میان مشکلات رها کردند....

📌آقای دکتر حبیبی استاندار متخصص و باتجربه استان کرمانشاه از شما انتظار ویژه داریم که با تیم تخصصی و کاربلدتان در استانداری و فرمانداری‌ها به موارد بالا که تنها جزئی از مشکلات استان و بصورت کلی اشاره شد نگاه تخصصی‌تر و کارشناسانه داشته باشید و با همفکری و همدلی با مجموعه خدمتگزاران دولت چهاردهم به مرور بتوانید آنها رفع کنید و موجبات رضایت خدا و خلق خدا را باعث شوید و از وضع موجود تا وضع موعود فاصله‌ها کمتر شود. ان شاء الله.
@abannewss

️اماکن تاریک محلی برای رفتار مجرمانه

نویسنده: عبدالله رضایی، بهمن ۱۴۰۳


🔘هرجا که تاریکی و سیاهی باشد می تواند محل جرم و یا وقوع اتفاقی تلخ باشد؛ تمام ناهنجاری ها و حوادث تلخی که از انسان‌ها سر میزند نیازمند بستر زمانی و مکانی خاصی است و بزهکاران نیز در انتخاب زمان و مکان ارتکاب جرم از هوش خود بهره می‌برند که در صورت خطر دستگیری بتوانند در اسرع زمان از آن مکان متواری شوند.

🔘پژوهش‌ها نشان می دهد که جرایمی مانند قتل، شرارت، مصرف موادمخدر و...در محیط‌های تاریک و اغلب خالی از سکنه یا تردد کمتر رخ می دهد که شرایط ارتکاب جرم و بزهکاری را برای فرد خاطی مهیاتر و احتمال ناشناخته ماندن وی را نیز بیشتر می کند.

🔘در یک تحقیق توسط محسن کلانتری عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان نشان داده شده است که بخش قابل توجهی از جرائم به دلیل تاریکی و عدم کنترل در شب انجام می شود و یا نیمی از جرائم رخ داده از جمله جرائم منافی عفت و علیه اشخاص مثل قتل، ضرب و جرح و سرقت در شب انجام شده است؛ این تحقیق بخوبی ارتباط بین تاریکی شب و احتمال وقوع جرم را نشان می دهد چونکه در تاریکی شب کنترل های اجتماعی نیز کاهش می یابد.

🔘تحقیق دیگر نشان داده است که احتمال افزایش وقوع جرم در ایام تعطیلی سال بیشتر از دیگر روزهاست و ادامه می دهد که بیشترین وقوع جرم‌ها در ساعات ۱۲ تا ۳ شب رخ داده است که می تواند این را اثبات کند که تاریکی شب و نبود نور کافی در معابر و پارک‌ها و محلات احتمال اینکه حوادثی و جرایمی مثل تصادف، سرقت، مصرف موادمخدر و الکل، تجاوز و...رخ دهد را افزایش می دهد.

🔘یک جامعه شناس (باطنی) با اشاره به تاثیر خاموشی معابر شهر بر افزایش جرائم و ناامنی می گوید که در فضاهایی که ناامنی شهر به اوج می رسد قطعاً روشنایی وجود ندارد و این تاریکی سبب گمنامی بیشتر و پنهانی هویت افراد می شود که می تواند عاملی جهت بروز آسیب‌های اجتماعی باشد. وی همچنین می افزاید که خاموشی شهر و کاهش میزان روشنایی تاحدود قابل توجهی به آمار سرقت‌ها افزوده است و نظارت های اجتماعی را کاهش می دهد.

🔘نورپردازی اماکن عمومی مثل معابر، پارک‌ها و فضاهای سبز می تواند در کاهش جرائم و بزهکاری‌ها تاثیرگذار باشد. شواهد نشان داده است که هر اندازه زمینه‌های نظارت عمومی مثل دوربین‌های مداربسته، گشت‌های شبانه در اماکن و محلات مختلف وجود داشته باشد بر کاهش میزان جرم تاثیرگذار است.
@abannewss

مهاجرت روستاییان به شهرها پدیده ای مدرن و اجتناب ناپذیر بوده  است

به قلم: دکتر محمدباقر تاج الدین


✅بسیاری از تحلیل گران در ایران چه پیش از انقلاب 57 و چه پس از آن اصرار بر این داشتند و هنوز هم دارند که بگویند مهاجرت روستاییان در ایران تماماً حاصل و نتیجۀ اصلاحات ارضی بوده است. اما بررسی های دقیق تر تاریخی نشان می دهد که لزوماً چنین نیست و بهتر و دقیق تر این است که بگوییم مهاجرت نتیجۀ روند صنعتی شدن و شهرنشینی های مدرن است و در تمام کشورهای جهان نیز روی داده است. جامعۀ ایران هم از این پدیده مستثنا نبود و بعد از ورود مدرنیته به کشورمان آرام آرام روند مهاجرت از روستاها به شهرها به ویژه پایتخت آغاز شد و هم چنان هم ادامه دارد. البته می توان گفت از دهۀ چهل خورشیدی به دلیل شتاب روند صنعتی شدن و شهرنشینی گسترده در کشور به تبع آن روند مهاجرت نیز شتاب و شدت بیش تری به خود گرفت.

✳️برای نمونه می گویم که در روستای پدری ما هیچ خبری از اصلاحات ارضی نبود اما از دهۀ سی خورشیدی آن گونه که پدرم و بزرگ ترها برایم تعریف کرده اند روند مهاجرت به شهرها و از جمله به تهران آغاز شده بود. به عبارت دقیقتر اهالی روستای پدری اَم به رغم داشتن زمین و باغ و دام همۀ آن ها را رفته رفته رها کردند و به سمت تهران سرازیر شدند و در ادارات و کارخانجات و بازار مشغول به کار شدند. نکتۀ جالب تر این است که بسیاری از هم ولایتی های ما که در آن دهه ها سواد چندانی هم نداشتند چونان آب خوردن در وزارتخانه هایی چون دارایی، دادگستری، بازرگانی، شرکت نفت و جاهای دیگر استخدام شده اند. برای مثال یکی از عموهای من می گو.ید در سال 1348 خورشیدی از خیابان باب همایون رد می شدم و به مقابل وزارت دارایی رسیدم و رفتم داخل سوال کردم نیروی کار استخدام نمی کنید؟ و در پاسخ گفتند: استخدام می کنیم آن هم از همین الان!! خوب است بدانید که عمومی من سواد پنجم ابتدایی داشت!!

❇️غرض از بیان این چند جمله این است که روند مهاجرت روندی مربوط به تحولات صنعتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جهان مدرن است و در جهان پیشامدرن چیزی به نام مهاجرت یا وجود نداشت و یا بسیار کم رنگ بود. اکنون هم هر روز شاهد مهاجرت های گستردۀ روستاییان و حتی شهرنشینان کشورمان به درون کلان شهرها و به ویژه تهران به عنوان پایتخت هستیم. چه کسی باور می کند که افرادی از استان کردستان در غرب کشور که استانی کوهستانی و سردسیر است به شهر های گرمسیری و کویری ای چون یزد و کرمان و بندرعباس برای به دست آوردن شغل مهاجرت می کنند؟! البته متوازن نمودن پدیدۀ مهاجرت امری دیگر است که نیازمند بحث و بررسی دقیق تر و پژوهش محور است. این که مهاجرت های گستردۀ روستاییان در ایران چه در پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب 57 هیچ گاه متوازن نبوده است یکی از دلایل اصلی آن فقدان توسعۀ متوازن و پایدار در کشورمان بوده است.

اما هر چه که هست مهاجرت روستاییان ربط و نسبت مستقیم و چندانی به اصلاحات ارضی که از سال های آغازین 1340 خورشیدی آغاز شده است، نداشت و اگر آن اقدام هم انجام نمی شد بدون تردید شاهد مهاجرت های گسترده روستاییان به شهرها بودیم.

لزوم توجه به زیرساخت‌های اجتماعی

⭐️شهرستان سرپل ذهاب بعد از وقوع زلزله ۲۱ آبان ۱۳۹۶ دچار آسیب هایی زیادی شد؛ آسیب های روحی تا جسمی، آسیب به زیرساخت‌های فیزیکی شهرستان تا زیرساخت‌های اجتماعی.


⭐️در این مطلب منظور ما از زیرساخت‌های اجتماعی اماکن، محیط و یا هر جایی از اداری یا غیر اداری است که محل تجمع، گفتگو، دیدار و بحث اهالی فرهنگ، هنر و دوستدار کتاب بود که بنحوی از بین رفتند یا موانعی ایجاد کردند که دیگر انجام نگیرد.

⭐️از زیرساخت‌های اجتماعی که بعد از وقوع زلزله از بین رفت و هنوز وضعیت نامناسبی در بحث بازسازی دارند کتابخانه های عمومی شهرستان (کتابخانه رسالت و کتابخانه علامه امینی) است که روزگاری قبل از زلزله محل مطالعه و گرفتن کتاب بصورت امانت و معرفی کتاب و جلسات کتابخوانی و نمایشگاه آثار هنری و... بود که با گذشت هفت از زلزله سال ۱۳۹۶ همچنان غیرقابل استفاده هستند.

⭐️از دیگر زیرساخت اجتماعی دکه‌های آبی محل فروش روزنامه و مجله چهارراه بودند که آنهم روزگاری محل قرار و دیدار اهالی اهل مطالعه و سیاسیون و روزنامه‌نگاران بود که هرچند ارتباط مستقیمی به وقوع زلزله سال ۱۳۹۶ ندارد اما متاسفانه آن زیرساخت های اجتماعی نیز به مرور جای خود را به گلفروشی و فندک‌فروشی و آدامس فروشی و...داد و دیگر محل تجمع و بحث و گفتگو همانند دهه های ۷۰ و ۸۰ نشدند؛ هرچند دسترسی آسان به اینترنت و اخبار و شبکه های اجتماعی نیز بی تاثیر نبود.

⭐️فرهنگسرای شهرداری در محله میراث فرهنگی هرچند عُمر کوتاهی داشت ولی در همان مقطع کوتاهی که پابرجا بود دلربایی خود را کرد و خاطراتش هنوز پابرجاست و امیدواریم روزی به همت شهردار محترم در همان مکان سابق که اتفاقاً جزو مناطق کم برخوردار نیز هست مجدد بازسازی و محلی برای تجمعات فرهنگی از جمله معرفی کتاب، عصر شعر، آموزش موسیقی و خط و...باشد.

⭐️با از بین رفتن زیرساخت‌های مذکور عملاً مکانی جهت برگزاری جلسات فرهنگی از جنس کتاب و مطالعه نماند و در ایامی نیز بعد از وقوع زلزله در کانکس جلسات کتابخوانی و معرفی کتاب برگزار که آنهم با مخالفت مسئولان وقت به اجبار تعطیل گردید.

⭐️از دیگر عواقب از بین رفتن زیرساخت های اجتماعی در شهرستان سرپل ذهاب کاهش چشمگیر فعالیت انجمن ها و سمن های مختلفی بود که سال‌ها طول کشیده بود مجوز آنها اخذ شود اما چون جایی برای بحث و برنامه ریزی و اجرای روش برنامه ها نبود به مرور از حجم فعالیت ها کاسته شد و امروزه کمتر سمن فعالی در شهرستان وجود دارد.

⭐️برای مقابله با افزایش آسیب‌های اجتماعی و پیشگیری از بحران‌ها باید زیرساخت‌هایی نیز ایجاد شود؛ زیرساخت‌هایی که اهالی فرهنگ، سیاست، هنر، کتاب و دغدغه‌مندان در آنجا حضور یابند و به ارائه ایده‌ها و نظرات خود بپردازند و ساعت ها تبادل آرا انجام گیرد.

⭐️بخشی از شرایط ایجاد زیرساخت‌های اجتماعی به مسئولان مرتبط است که شرایط را مهیا و اعتماد مخاطب را کسب نمایند و بخش دیگر نیز به دغدغه‌مندان جامعه مرتبط که از این زیرساخت هایی که ایجاد شده بهره ببرند و با گردهمایی‌ها، همایش‌ها، جلسات مختلف هنری، فرهنگی، اجتماعی و.. .بتوانند مشکلی از مشکلات جامعه را کاهش و یا باعث رشد و شکوفایی استعدادهایی شوند که نیاز به حمایت و دیده شدن دارند.

عبدالله رضایی، بهمن ۱۴۰۳

فرق توسعه با مداخلات آمرانه در جامعه

به قلم: دکتر حسن محدثی‌ گیلوایی


توسعه دگرشد جامعه است؛ دگرشد از نظر ویژه‌گی‌های اساسی‌ی سازنده اش. توسعه انتقال جامعه از شکلی به شکل دیگر است. چه زمانی توسعه رخ می‌دهد؟ وقتی که سنتی جای خود را به سنتی تازه بدهد. سنت به نظر جان بی. تامسون چهار وجه دارد:

۱. وجه هرمنوتیک: نحوه‌ی اندیشیدن و نگریستن به عالم و آدم،
۲. وجه هویت: نحوه‌ی تعریف کردن خود (من کیستم؟) به‌لحاظ فردی و جمعی،
۳. وجه مشروعیت: من از چه نیرویی باید اطاعت کنم؟ و چرا؟
۴. وجه هنجارین: چه کنشی مجاز و چه کنشی غیر مجاز است؟ کدام شیوه‌ی زنده‌گی؟

چه‌گونه می‌توان از یک سنت به سنتی دیگر گذر کرد؟ آدمیان و روابط بین‌شان از این چهار وجه دگرگون شود و صورتی دیگر به خود بگیرد.

حاکمان و اغلب مردم اما فکر می‌کنند می‌توان به نحو آمرانه جهان اجتماعی را تغییر بدهیم. حاکمان افغانستان، پهلوی‌های اول و دوم، و بسیاری دیگر از حاکمان منطقه و جهان همین‌گونه می‌اندیشیدند و هنوز هم همین‌گونه می‌اندیشند؛ خام و ظاهربینانه.

آنها توسعه را امری بخش‌نامه‌ای می‌بینند. آنچه حاکمان از طریق مداخلات آمرانه در جهان می‌کنند و نیز بینشی که بر اساس آمن چنین می‌کنند، می‌توان توسعه‌ی بخش‌نامه‌ای نامید؛ یا دقیق‌تر بگویم: تلقی‌ بخش‌نامه‌ای از توسعه. نویسنده‌ای ایرانی اصلاحات رضا شاه را به‌درستی "اصلاحات خیاط‌صفتانه" نامیده بود؛ دستوراتی که برای تغییر لباس داده شده بود و به خیاطان مربوط می‌شد!

در افغانستان نیز به زنان حق رای داده شده بود؛ همین افغانستانی که الان طالبان‌پروری کرده است. حاکمان و مشاوران و اعوان و انصارشان و مردم عامی خیال می‌کنند توسعه به فرامین مربوط است. اما توسعه نیازمند دگرگون کردن جهان اجتماعی از درون است؛ دگرگون کردن ژرف و بی‌بازگشت نگرش‌ها، کنش‌ها، مناسبات اجتماعی، نهادهای اجتماعی، و ارزش‌های اجتماعی.

توسعه با بخش‌نامه و فرمان تحقق نمی‌یابد. توسعه با عوض کردن لباس زنان و مردان رخ نمی‌دهد. باید قلوب و اذهان و مناسبات مردان و زنان را دگرگون کرد. توسعه می‌بایست در زمین جامعه ریشه بدواند و در سلوک و مناسبات مردم خود را نمایان سازد.

اما توسعه‌ بخش‌نامه با فرامین می‌اید و با فرامین می‌رود و گاه طومار فرمان‌دهنده را نیز می‌پیچد و او را برای همیشه از صحنه خارج می‌کند؛ مثل آن بلایی که بر سر توسعه‌دهنده‌گان بخش‌نامه‌ای در ایران و افغانستان آمد. اسم این روی‌داد زا دیگر نمی‌توان واژگون شدن جامعه و دوران نامید. چیزی واژگون نشده است بل‌که جامعه توسعه‌ی بخش‌نامه‌ای را پس زده است. توسعه وقتی رخ می‌دهد که فرهنگ جامعه دگرگون گردد و گسستی تاریخی از ره‌گذر بی‌اعتبارشده‌گی‌ی تدریجی‌ی سنت رخ بدهد.

پویایی جامعه؛ ایستایی سیاست ها

به قلم: دکتر محمدباقر تاج الدین

✅از آن جا که جامعه بنا به تعریف برآمده از مجموعۀ باورها، تفسیرها، فهم ها، خلاقیت ها، کنشگری ها و فعالیت های تمامی افراد زنده و پویای حاضر در آن است لذا همانند خود انسان ها چونان موجودی زنده و فعال دارای پویایی و سرزندگی است. جامعۀ ایران در این سال ها و دهه ها هر چقدر پیش تر آمد به دلیل ورود عناصر و مؤلفه های مدرنیته دچار پویایی ها و شتاب های بیش تری در بسیاری از حوزه ها شده است به گونه ای که جامعۀ کنونی با جامعۀ چهل یا پنجاه سال گذشتۀ ایران بسیار متفاوت و متمایز شده است. تغییرات و تحولات گسترده در باورها، ارزش ها، هنجارها، سبک های زندگی، فرهنگ شهرنشینی، سطح سواد و آگاهی، فراغت و سرگرمی، مهاجرت ها و جابجایی ها، نیازها، مصرف، وسایل ارتباط جمعی، ارتباط با جهان و بسیاری موارد مشابه دیگر همگی حکایت از خلق زیست جهان جدید و دیگرگونه ای در بین کسر قابل توجهی از افراد و گروه های اجتماعی در ایران شده است.

✳️تمامی شواهد و قرائن نشان از این دارد که سبک زندگی و زیست جهان درصد زیادی از گروه های اجتماعی و افراد جامعه تغییر کرده و کاملاً تمایل دارند مطابق با شیوه ها و روش های جهان مدرن زندگی شان را سامان د هند اما با موانعی در این زمینه روبرو هستند که این موانع عمدتاً برآمده از سیاست ها و برنامه های نظام حکمرانی است. به دیگر سخن، به رغم تغییرات و تحولات گسترده و عمیقی که در تمامی لایه ها و حوزه های زندگی شهروندان ایرانی بروز و ظهور نموده است هنوز که هنوز است بسیاری از سیاست ها و برنامه هایی که توسط نظام حکمرانی کشور تهیه و اجرا می شود نه تنها از پویایی لازم و ضروری مطابق با پویای های صورت گرفته در جامعه برخوردار نیست، بلکه در موارد زیادی دچار رکود و ایستایی هم شده است. از سیاست ها و برنامه های آموزشی گرفته تا سیاست ها و برنامه های فرهنگی، هنری، ورزشی، فراغتی، گردشگری، سبک زندگی، اقتصادی، پولی و بانکی، زیست محیطی، بهداشتی و درمانی، کشاورزی، انرژی، حمل و نقل و امور رفاهی.

❇️آشکار و روشن است که زندگی و زیستِ پویا و شتابناکِ گروه ها و افراد جامعه به هیچ وجه نمی تواند با سیاست ها و برنامه های ایستا و حتی گذشته نگر سامان مطلوب و مناسب بیابد؟! لذا تنها راه کار برون رفت از این مسأله و مشکل اساسی تغییر سیاست ها و برنامه ها مطابق با نیازها و خواسته های شهروندان است. پویاییِ جامعه نیازمند پویاییِ سیاست های گوناگون است که اگر چنین نشود انتظار حل بسیاری از مشکلات و مسائل موجود انتظاری بیهوده است. بدتر این که سیاست های ایستا در چنین وضعیتی نه تنها به پویایی های جامعه پاسخ مناسب و مطلوب نمی دهد، بلکه هزینه های مادی و غیرمادی فراوانی نیز به بار می آورد که این هزینه ها خود به معضل و مسأله ای دیگر بدل می شوند!!

✅برای نمونه سیاست های موجود در قِبالِ نسل جدید سیاست های کهنه ای هستند که به هیچ کدام از نیازها و خواسته های این نسل پاسخ نمی دهند. نسلی که از اساس دارای سبک زندگی و زیست جهان کاملاً مدرن و امروزین بوده و دارای باورها، ارزش ها، هنجارها و رفتارهای خاص خودشان هستند و به هیچ کدام از سیاست های موجود تن نمی دهند و آن ها را نمی پذیرند. اساساً می توان گفت نسل جدید فرسنگ ها از آن چه که در ذهن و ضمیر سیاستگذاران و برنامه ریزان فعلی وجود دارد فاصله گرفته اند و در زیست جهانی کاملاً متفاوت به زیست خود ادامه می دهند!! پیش تر در زمینۀ کتاب های درسی مدارس نوشتم که با هیچ یک از نیازها و خواسته های نسل جدید هماهنگ نیستند و در نتیجه سیاست ها و برنامه های نظام آموزش و پرورش کشور دچار عقب ماندگی اساسی در این زمینه است.