کانون توسعه محلی، زدودن نگاه امنیتی، ترمیم شکاف‌ها

به قلم: دکتر علی ربیعی

یکی از مشکلات سیاست‌گذاری‌های صدسال اخیر ایران، توسعه ناموزون است تا آنجا که بسیاری از تحلیل‌گران جنبش‌های اجتماعی، یکی از دلایل سقوط شاه را از همین منظر مورد مطالعه قرار داده‌اند. توسعه ناموزون زمانی رخ می‌دهد که وقتی دولت‌ها اقدام به برنامه‌ریزی برای رشد می‌کنند، در کشورهایی شبیه به کشور ما (جهان سومی‌هایی که بعداً موسوم به کشورهای در حال توسعه شدند) صنعتی کردن و دستیابی به رشد از این طریق، به سرعت مد‌نظر قرار می‌گیرد. کشورهای دارای منابع انرژی نیز رشد خود را بر پایه فروش انرژی استوار می‌سازند.

در این میان، دولت‌های تمامیت‌خواه حاضر به توسعه سیاسی نمی‌شوند و در عین حال جامعه‌ که به مرحله نوینی ورود کرده، مشارکت خواهی را در درون خود پرورش داده و مطالبه می‌کند و این چنین است که پایه‌های نارضایتی شکل گرفته و زمینه‌های شورش پدید می‌آید.
این اولین اثر توسعه ناموزون است.

در ادامه، با مهاجرت‌های داخلی، شهرهای ناموزون پدید آمده، نهادهای اجتماعی و فرهنگی دچار دگرگونی شده و سبب پدید آمدن تعارضات جدید می‌شود. به علاوه، رشد دستوری و توسعه یکجانبه در ذات خود درصدد حذف و هضم هویت‌های محلی نیز برمی‌آید. این امر هم نوعی اختلال اجتماعی و سیاسی دیگر را در پی دارد.

علاوه بر این آثار ویرانگر؛ ناتوانی در سیاست‌گذاری، عدم توزیع درست منابع و همچنین قدرت گرفتن نخبگان مرکزی پدیده نابرابری و بی‌عدالتی منطقه‌ای را به شدت دامن می‌زند.

هرچه فاصله مناطق از مرکز بیشتر می‌شود خصوصا شهرهای مرزی که در همسایگی کشورهای عقب مانده قرار دارند، عقب ماندگی مزمن شدیدتر شده و جبران عقب ماندگی به منابع و زمان بیشتر نیازمند می‌شود.

یکی از استان‌هایی که به طور شدید دچار این معضل بوده و همچنین در اثر همپوشانی‌های مذهبی، قومی و مرزی دچار پیچیدگی‌ نیز می‌شود استان سیستان و بلوچستان است. این امر سبب شده که نگاه مرکز به این خطه، با امنیت‌زدگی همراه شود.

این استان از نظر شاخص‌های بهداشت و آموزش دچار وضعیت نامناسب است. خصوصیات جغرافیایی منطقه نیز امکان سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی را دشوار کرده و حتی دسترسی به حیاتی‌ترین ملزومات زندگی از جمله آب آشامیدنی را با مشکل روبرو می‌کند. به علت ضعف‌های آموزشی و ارتباطاتی، مردم این مناطق در استفاده از فرصت‌ها دچار عقب‌ماندگی شده و پدیده نابرابری در استفاده از فرصت‌ها، سبب عمیق‌تر شدن این پدیده می‌شود.

بنابراین برای تحقق عدالت و انصاف؛ سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی هوشمندانه حتی تبعیض مثبت، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. درگام اول، باید امنیت‌زدایی از نگاه به این منطقه صورت گیرد.

با همین دیدگاه است که رئیس‌جمهور پزشکیان برای نخستین بار در تاریخ یکی از آرزوهای دیرینه مردم سیستان و بلوچستان را محقق و برای این استان یک استاندار بلوچ و اهل سنت انتخاب کرد، این در حالی است که پیش از این، حتی معاون سیاسی استاندار هم از این استان نداشتیم.
با انتخاب استاندار بلوچ برای سیستان و بلوچستان نگاه‌های امنیتی برداشته شده؛ و این نتیجه اقدام مهمی است که پزشکیان انجام داده است.

من بر همین اساس و با همین تحلیل، چندسالی است فعالیت خود را در این استان به صورت متمرکز و مستمر ادامه می‌دهم. معتقدم بعد از امنیت‌زدایی و تفکیک تروریسم از جامعه محلی، تلاش در جهت تقویت وفاق ملی ضمن توجه ویژه مرکز نسبت به پیرامون می‌تواند گام موثر بعدی باشد.

مطالعات میدانی من نشانگر آن است که آموزش و ارتقای ظرفیت‌های محلی، تسهیل‌گری و گسترش کانونهای توسعه در جوامع محلی مسیری است که می‌تواند سرعت بیشتری در ترمیم شکاف‌ها ایجاد کند. به کارگیری نخبگان بومی در مسئولیت‌های استانی و ملی، علاوه بر ایجاد خودباوری‌ها، در فهم صحیح مسائل منطقه کمک نموده و سیاست‌گذاری اثربخش را تسهیل می‌نماید. بر همین اساس، در سفر اخیرم به منطقه مکران، پیشنهاد تشکیل کانون توسعه محلی با کمیته‌های مختلف را دادم که خوشبختانه مورد استقبال قرار گرفت.

بی تردید استفاده از ظرفیت‌های نیروی انسانی، بهره‌بردن از توانمندی‌های قشرهای مختلف و طیف‌های فکری، ترمیم شکاف‌ها از اولویت های مهم دولت در این منطقه است.

بر همین اساس، یکی از مهم‌ترین برنامه‌هایی که رییس‌جمهور پزشکیان دنبال می‌کند ترمیم شکاف‌هایی است که در گذشته رخ داده است.

شکستن حصرهای ذهنی، گسترش حوزه عمومی و عدم مداخله در حوزه خصوصی از کارهای مهم رئیس جمهور بوده که با اندیشه کاستن از مشکلات و محدودیت‌ها دنبال شده است.

نگاهی به عقده مادر منفی و تأثیرات آن بروی زندگی

دکتر موریس ستودگان‌


عقده مادر منفی (Negative Mother Complex) یکی از مفاهیمی است که در روانشناسی تحلیلی یونگ مطرح شده و به رابطه فرد با تصویر منفی مادر مربوط می‌شود. این عقده زمانی شکل می‌گیرد که تجربه فرد از مادر (یا شخصیت مادری در زندگی) با کنترل‌گری، انتقاد، سرزنش، یا عدم محبت همراه باشد. چنین تصوری از مادر می‌تواند بر نحوه تعامل فرد با خودش، دیگران، و به‌خصوص زنان در زندگی او اثر بگذارد.

تعریف
عقده مادر منفی شامل باورها و احساسات ناخودآگاه درباره مادر است که بر اساس تجربیات منفی دوران کودکی شکل گرفته است. در این حالت، مادر به‌جای ابژه محبت و حمایت، به فرد احساس ناتوانی، انتقاد یا کنترل‌گری القا می‌کند.


اثرات این عقده بر شخصیت و روان فرد
افرادی که با عقده مادر منفی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، ممکن است دچار احساس عدم کفایت، خشم سرکوب‌شده، یا ترس از صمیمیت شوند.

اثر ان بر روابط عاطفی
این مردان ممکن است جذب زنانی شوند که خصوصیات منفی مادرشان را بازتاب می‌دهند یا برعکس، به‌دنبال زنانی کاملاً مخالف ویژگی‌های مادرشان باشند.

خودپنداره
عقده مادر منفی ممکن است باعث شود فرد خود را به‌طور ناخودآگاه بر اساس معیارهای سختگیرانه مادر قضاوت کند یا همیشه به‌دنبال تأیید دیگران باشد.

افرادی که عقده مادر منفی دارند، معمولاً جذب یکی از دو نوع زن برای رابطه می‌شوند:

1. زنانی که ویژگی‌های منفی مادرشان را دارند: این رابطه ممکن است به‌طور ناخودآگاه تلاشی برای "اصلاح" یا "تغییر" تصویر مادر در ذهن فرد باشد.


2. زنانی که کاملاً متفاوت از مادرشان هستند: این انتخاب ممکن است به‌عنوان واکنشی به درد و رنجی باشد که از مادر تجربه کرده‌اند.


شم مردانه چگونه عمل می‌کند؟

شم مردانه در این افراد معمولاً تحت تأثیر تجربه منفی با مادر قرار می‌گیرد. آن‌ها ممکن است در روابط عاطفی، احساس عدم اعتماد به زن یا ترس از صمیمیت داشته باشند. و به‌طور ناخودآگاه به‌دنبال الگوی "مادر-زن" بگردند، که این مسئله می‌تواند رابطه را پیچیده کند.
و گاهی به دلیل تأثیر عقده، زنان را از دیدگاهی ایده‌آل‌گرایانه یا تحقیرآمیز نگاه کنند.

برای مثال، مردی که مادرش در دوران کودکی کنترل‌گر بوده، ممکن است در بزرگسالی جذب زنی شود که رفتار مشابهی دارد و در ابتدا این رفتار را با عشق اشتباه بگیرد، اما بعداً احساس خفگی و محدودیت کند.

یا مردی که مادرش او را به‌شدت تحقیر می‌کرده، ممکن است از هر نوع صمیمیت یا وابستگی به زن اجتناب کند، چون ناخودآگاه می‌ترسد دوباره تحقیر شود.

از نگاه من دوستانی که به تحلیل علاقه دارند برای مطالعات بیشتر در این زمینه کتاب‌های زیر را بسیار پیشنهاد میکنم.

کتاب "آدم و حوا درون ما" نوشته رابرت جانسون: بررسی رابطه انسان با انیموس و آنیما و تاثیرات ان را نشان میدهد.

کتاب "مرداب روح" نوشته جیمز هالیس: درباره عقده‌ها و چگونگی تأثیر آن‌ها بر روان انسان. بسیار پیشنهاد میکنم

کتاب "یونگ و تحلیل روان" نوشته کارل گوستاو یونگ: توضیحات بنیادین درباره عقده‌ها و تأثیر آن‌ها بر روان انسان. این کتاب برای دوستانی که به تحلیل علاقه دارند بسیار عالی هست.


کتاب "عقده مادر" اثر اریک نویمان: بررسی مفصل تأثیر مادر در شکل‌گیری روان افراد و حتی در اینجا نویمان نظریه یونگ را به سبک بسیار جالبی بازنویسی میکند.