به قلم: دکتر حسن محدثی‌ گیلوایی


توسعه دگرشد جامعه است؛ دگرشد از نظر ویژه‌گی‌های اساسی‌ی سازنده اش. توسعه انتقال جامعه از شکلی به شکل دیگر است. چه زمانی توسعه رخ می‌دهد؟ وقتی که سنتی جای خود را به سنتی تازه بدهد. سنت به نظر جان بی. تامسون چهار وجه دارد:

۱. وجه هرمنوتیک: نحوه‌ی اندیشیدن و نگریستن به عالم و آدم،
۲. وجه هویت: نحوه‌ی تعریف کردن خود (من کیستم؟) به‌لحاظ فردی و جمعی،
۳. وجه مشروعیت: من از چه نیرویی باید اطاعت کنم؟ و چرا؟
۴. وجه هنجارین: چه کنشی مجاز و چه کنشی غیر مجاز است؟ کدام شیوه‌ی زنده‌گی؟

چه‌گونه می‌توان از یک سنت به سنتی دیگر گذر کرد؟ آدمیان و روابط بین‌شان از این چهار وجه دگرگون شود و صورتی دیگر به خود بگیرد.

حاکمان و اغلب مردم اما فکر می‌کنند می‌توان به نحو آمرانه جهان اجتماعی را تغییر بدهیم. حاکمان افغانستان، پهلوی‌های اول و دوم، و بسیاری دیگر از حاکمان منطقه و جهان همین‌گونه می‌اندیشیدند و هنوز هم همین‌گونه می‌اندیشند؛ خام و ظاهربینانه.

آنها توسعه را امری بخش‌نامه‌ای می‌بینند. آنچه حاکمان از طریق مداخلات آمرانه در جهان می‌کنند و نیز بینشی که بر اساس آمن چنین می‌کنند، می‌توان توسعه‌ی بخش‌نامه‌ای نامید؛ یا دقیق‌تر بگویم: تلقی‌ بخش‌نامه‌ای از توسعه. نویسنده‌ای ایرانی اصلاحات رضا شاه را به‌درستی "اصلاحات خیاط‌صفتانه" نامیده بود؛ دستوراتی که برای تغییر لباس داده شده بود و به خیاطان مربوط می‌شد!

در افغانستان نیز به زنان حق رای داده شده بود؛ همین افغانستانی که الان طالبان‌پروری کرده است. حاکمان و مشاوران و اعوان و انصارشان و مردم عامی خیال می‌کنند توسعه به فرامین مربوط است. اما توسعه نیازمند دگرگون کردن جهان اجتماعی از درون است؛ دگرگون کردن ژرف و بی‌بازگشت نگرش‌ها، کنش‌ها، مناسبات اجتماعی، نهادهای اجتماعی، و ارزش‌های اجتماعی.

توسعه با بخش‌نامه و فرمان تحقق نمی‌یابد. توسعه با عوض کردن لباس زنان و مردان رخ نمی‌دهد. باید قلوب و اذهان و مناسبات مردان و زنان را دگرگون کرد. توسعه می‌بایست در زمین جامعه ریشه بدواند و در سلوک و مناسبات مردم خود را نمایان سازد.

اما توسعه‌ بخش‌نامه با فرامین می‌اید و با فرامین می‌رود و گاه طومار فرمان‌دهنده را نیز می‌پیچد و او را برای همیشه از صحنه خارج می‌کند؛ مثل آن بلایی که بر سر توسعه‌دهنده‌گان بخش‌نامه‌ای در ایران و افغانستان آمد. اسم این روی‌داد زا دیگر نمی‌توان واژگون شدن جامعه و دوران نامید. چیزی واژگون نشده است بل‌که جامعه توسعه‌ی بخش‌نامه‌ای را پس زده است. توسعه وقتی رخ می‌دهد که فرهنگ جامعه دگرگون گردد و گسستی تاریخی از ره‌گذر بی‌اعتبارشده‌گی‌ی تدریجی‌ی سنت رخ بدهد.