بلومر
زندگينامه
بلومر، 7 مارس سال 1900 در ميسوري ايالت متحده متولد شد. در سال 1928 پس از كسب مدرك دكترا با بهره گيري از «رابرت پارك» و« جرج هر برت ميد» سالها به تحصيل . تحقيق در شيكاگو پرداخت و شخصيت بر جسته گروه جامعه شناسي اين دانشگاه مبدل شد. در سال 1937 اصطلاح (كنش متقابل نمادين) را وضع كرد و تاثير فراواني در رواج اين نظريه و بسط جامعه شناسي فرد بر جاي گذاشت. در سال 1952 به عنوان موسس گروه جاتمعه شناسي دانشگاه كاليفرنيا به بركلي رفت و در آنجا تئوري ها و نظريات مختلفي درباره تبعيض نژادي، صنعتي شدن، اعتماد و رفتار جمعي، جنبش هاي اجتماعي، رفتار جنسي و ... را پيگيري كرد اما پيش و بيش از همه بلومر با كنش متقابل است كه شناخته مي شود. او در سال 1969 مهمترين كتاب خود را تحت عنوان چشم انداز و روش كنش متقابل گرايي نمادين را به چاپ رساند و اولين
كسي بود كه در پهنه علم جامعه شناسي رسماً با جامعه شناسان عواملي به مخالفت پرداخت. او معتقد بود در علوم اجتماعي هيچ چيز تعيين كننده اي در مورد رفتار انسان نمي توان يافت. مثلاً در مطالعات پيرامون اعتياد او گفت براي ريشه يابي اين درد، بايد مردم كوچه و بازار را از نزديك مورد مطالعه قرار داد. در حقيقت آنچه كه بلومر طرح كرد باعث شد كه مفاهيم تفسيري در جامعه شناسي آمريكا و اروپا جان تازه اي بگيرد، اين بويژه به نوع تفسير وي از تجربه باز مي گردد. به نظر او تحقيقي كه تجربه در آن دخالت نداشته باشد هيچ گونه پايه و ارزش علمي ندارد. تجربه از نظر او يعني تعمق و ژرف نگري در زندگي واقعي و علمي مردم، آنگونه كه به واقع هست.
بلومر در 13 آوريل 1987 بعد از يك عمر طولاني ديده از جهان فرو بست.
آثار او عبارت اند از :
1- فيلمها و رفتار كه اين كتاب شامل گزارشات دست اول و بدون واسطه جوانان درباره فيلمهايي كه ديدند مي باشد. او معتقد بو.د اگر بايد تاثير رسانه ها را روي زندگي جوانان مطالعه كنيم. بهترين راه آن است كه اين سوال را به راحتي با آنها در ميان بگذاريم.
2- فيلمها، بزهكاري و جنايت
3- بعد انساني برنامه ريزي اجتماعي
4- نقدهاي تحقيق در علوم اجتماعي، بررسي تحقيق توماس و زنا نيكي، تحت عنوان دهقان لهستاني در اروپا و امريكا = اين كتاب روستاييان لهستاني را از جوامع قديمي خود به شهرهاي جديد آمريكا دنبال مي كند.
5- چشم انداز و روش كنش متقابل گرايي.
مشکل جامعه شناسی از نظر بلومر :
هربرت بلومر ، به عنوان ارائه کننده یکی از شاخص ترین سنت های جامعه شناسی یعنی تعامل گرایی نمادین – مورد توجه قرار دارد. محرک بلومر ناخشنودی وی از بسیاری از عرف های جامعه شناختی روزگارش بود و لذا در پی تدوین و پرداخت نگرش انسان باورانه خود یعنی تعامل گرایی نمادین بود. بلومر در دوران کار خود منتقد دائمی و پر شور تمام سنتهای عقل ورزی در حیطه جامعه شناسی بود. از یک سو در مقام مخالفت با هر گونه تلاش سطحی و گمراه کننده برای ساده سازی زندگی اجتماعی برآمد و از سوی دیگر با مفاهیم انتزاعی و ذهنی مانند فرهنگ، ساختار به .گونه ای که این مفاهیم مي توانند وضعیت یا موضوعی را توضیح بدهند مخالفت کرد. از نظر وی کار مناسب برای جامعه شناسی نگاهی دقیق و نزدیک به زندگی گروهی انسان و رفتار .جمعی است که به واسطه (کردار) بروز می کند. (استونز، ص 131)
او می گوید : در طول سالها به تفکر درباره انچه در جامعه شناسی اتفاق می افتد پرداختم. هر بیشتر در این باره تامل کردم بیشتر به ضرورت اجتناب ناپذیر اذعان به این مطلب پی بر دم که گروه های انسانی در بر گیرنده افرادی هستند که زندگی می کنند. جای تعجب است که چنین تصویری در تصور قالب جامعه شناسی امروز وجود ندارد. در نظر جامعه شناسان جامعه و گروه چیزی است که صورت یک ساختار قانون مند را دارد و افراد در دورن این ساختار قرار می گیرند و این افراد بر اساس تاثیری که ساختار بر روی آنها دارد عمل می کنند. این امر کاملاً عکس آن چیزی است که اتفاق می افتد. افراد درگیر و .مشغول زندگی هستند. با وضعیت هایی که ناشی از تجربه های آنهاست سر و کار دارند و در پرتو این وضعیت رفتار و کردارهای خود را سامان می دهند.
هسته اصلی تفکر بلومر این است که برای دیدن آنچه در حال روی دادن است کافی است. (پرده را کنار بزنیم). (بلومر نقل از لوفلاند 1980، ص 189، 190)
به وجود آوردن تعامل گرایی نمادین و تدوین نظریه ای درباره خود :
زندگی گروهی انسانی شامل هماهنگی مجموعه کردارهای شرکت کنندگان در گروه است. شرکت کنندگانی که چنین کردارهایی را تنظیم و تعدیل می کنند عمدتاً به دیگران نشان می دهند که چگونه باید عمل کنند و در مقابل، نشانه هایی را که از دیگران می رسد تفسیر و تعبیر می کنند. از طریق چنین تعاملی است که افراد اهدافی را که تشکیل دهنده وزندگی و دنیایشان است پیدا می کنند. افراد آمادگی آن را دارند که بر اساس معنایی که این اهداف دارند عمل کنند. عمل انسان به وسیله فرد عمل کننده بر اساس آنچه وی ملاحظه، تعبیر و تفسیر و ارزیابی کرده ساخته می شوند. (بلومر 1969 س 49)
آنچه که در کانون تعامل گرایی نمادین وجود دارد در تصویر از جهان است که میگوید :
پیوسته در پی فرایند ها، تغییرات و چگ.نگی شکل گیری زندگی ها، گروه ها و کل جامعه باشید.
پیوسته در پی معانی ، نماد ها و زبانهایی باشید که زندگی اجتماعی به واسطه آن آنجام می شود.
پیوسته در پی تعاملات و ارتباطات دو سویه باشید.
مفهوم اصلی که بسیاری از این موارد را به هم پیوند می دهد مفهوم خود است که به وسیله مید به وجود آمده است. خود ها از نظر بلومر و مید فرایند هایی است که به زبان ، ارتباطات، نقش پذیری و تعامل با دیگران وابسطه است (استونز ص 137).
از نظر بلومر جامعه انسانی باید به گونه ای باشد که افراد ان در حال انجام کارند دیده شود و .زندگی جامعه باید به صورت مجموعه ای دیده شود که در بر گیرنده اعمال و کردار افرا ان باشد (بلومر ص 85)
نظریه تعصب نژادی بلومر
چکیده دیدگاه او در باره ی روابط نژادی
تعصب نژادی اساساً به رابطه گروه های نژادی مربوط می شود و مجموعه ای از احساساتی که اعضای یک گروه نسبت به گروه دیگر دارند نیست.
جهت تعصب نژادی یک گروه متصور یا یک گروه انتزاعی است. تعصب نژادی به عنوان نگرش به سوی چیزی که متعلق یک انتزاع است (گروه یهودیان، گروه زرد پوستان، گروه سیاه پوستان) سوق داده می شود.
تعصب نژادی پدیده ای بغرنج متغیر و به شدت تغییر پذیر است.
پیشداوری و تعصب نژادی یک فرایند جمعی است که گروه های نژادی با تصوری که از خود و دیگران دارند به آن شکل می دهند.
پیش داوری و تعصب نژادی یک فرایند .جمعی است که متضمن چهار الگو است :
1- احساس برتری و والایی 2- احساس اینکه نژاد زیر دست ذاتاً و به طور طبیعی متفاوت بوده و با آنها فرق دارند. 3- احساس مالکیت نسبت به حیطه های مشخصی از مزایا و امتیازات. 4- ترس و تردید نسبت به اینکه نژاد زیر دست ممکن است برای بدست آوردن امتیازات نژاد قالب نقشه هایی در سر داشته باشد.
منشاء و سرچشمه تعصب نژادی در چالش حسی که نسبت به وضعیت گروه وجود دارد و نهفته است.
نظریات هربرت بلومر درباره کنش متقابل نمادین
اصول کلی مکتب کنش متقابل نمادین :
انسان های بر خلاف جانوران پست تر، استعداد تفکر دارند.
استعداد تفکر با کنش متقابل اجتماعی شکل می گیرد.
در کنش متقابل اجتماعی انسان ها معانی و نمادهایی را یاد می گیرند که به آنها اجازه می دهند تا استعداد متمايز انسانی شان را برای تفکر به کار اندازند.
معانی و نمادها انسان را قادر می سازند که کنش و کنش متقابل انسانی را انجام دهند.
انسان ها مي توانند معانی و نمادهایی را که در کنش ها و کنش های متقابلشان به کار می برند بر پایه تفسیری که از موقعیت .می کنند. تعدیل یا تغییر دهند.
انسان ها تا اندازه ای می توانند معانی و نمادها را تغییر و تعدیل دهند که توانایی کنش متقابل با خودشان را دارند.
الگوهای درهم تنیده کنش و کنش متقابل گروه ها و جامعه ها را می سازند.
(نظریه های جامعه شناسی ریترز، دکتر کامران صداقت).
قضایای بنیادین.
قضیه اول : جهانی که انسان در رابطه متقابل با ان است اعم از درونی یا بیرونی جهان (اعیان) است. یعنی جهان عبارت است از کلیه چیزهایی است که برای انسان قابل فهم بوده و دارای معنا می باشد.
اعیان فیزیکی : مثل کوه، اتاق، ساختمان و ... .
اعیان اجتماعی شامل روابط اجتماعی ، مثل ساخت اجتماعی ، طبقات اجتماعی، خانواده.
اعیان مجرد مفاهیم ذهنی از قبیل آزادی ، دمکراسی، نفرت، عشق و ... .
قضیه دوم :
در این قضيه بلومر سعی دارد به این سوال که منشا معنی اعیان کجاست؟ پاسخ گوید.
آیا از ذات اشیاء تراوش می کند و یا از ذهن انسان ؟ آیا انسان از بدو تولد حامل معانی است؟
انسان هر آنچه را که می آموزد و برایش معنا دارد می شود در روابط متقابل اخذ می کند.
قضیه سوم :
این قضیه وجه تفسیر گرایی بلومر را نشان می دهد بر این اساس انسان با ان قوه ذاتی که در دورنش دارد در برابر کلیه عوامل به تفسیر می نشیند. در انیجا مرحله ای در خود انسان رخ می دهد که آن را اشاره معنا به خود خویشتن می نامند.
قضیه سوم بلومر به همین معناست که فکر کنیم و بیاندیشیم که .چه کرده ایم؟ و چه نتیجه ای گرفته ایم؟ این همان مصاحبه و مشورت با خود است.
انسان نا سالم چگونه انسانی است؟
رواج شایعه و یا تسلط روح جمعی و تاثیر روان شناختی آن در ظهور پدیده «از خود رهایي» نمونه ای از این منظر است.
شایعه عبارت از نقل معنایی به دیگری است و از آن شخص به فردی دیگر و همین طور شنیدن و گفتن انقدر ادامه پیدا می کند تا شایعه شکل می گیرد بدون اینکه کسی در این میان حتی برای لحظه ای فکر کرده باشد که ممکن است این خبر اشتباه باشد. این یکی از خصلت های بیمار گونه ای است که همیشه در جوامع انسانی موجود بوده است.
چرا این خصلت را داریم؟
برای اینکه فکر می کنیم اگر دیگران خوب باشند پس ما باید بد باشیم و لذا همه را خراب می کنیم تا خودمان خوب باشیم و این ناشی از عمل (واکنش پیوسته) یا تسلط جامعه (نا نمادی) بر انسان است.
(درآمدی بر مکاتب و نظریه های جامعه شناسی، ابوالحسن تنهایی، ص 449)
باور های ریشه ای
ماهیت یا طبیعت جامعه بشری وزندگی گروه اجتماعی.
زندگی گروه های اجتماعی یا جامعه بشری در هر مکتبی با نامی و اصطلاحی خاص عنوان می شود. جامعه شناسی ممکن است جامعه بشری را تحت عنوان فرهنگ جامعه و جامعه شناس دیگری تحت عنوان سازمان اجتماعی و یا ... مطالعه می کند. بلومر معتقد است هر کدام از عناصر اجتماعی و یا تحلیلی فوق را که برگزینید به هر روی اشکال و قوالبی هستند که بنابر تاکید تاملات نظری تعریف ها و تاکید های متفاوتی را می گیرند. ولی آنچه از نظر ما مهم است نه این اشکال بلکه محتوای واقعی اين اشکال یعنی کنش اجتماعی افراد است که در هر کدام از قوالبی فوق می توان آن را یافت. پس فعالیت های چند وجهی و همه .جانبه بشری که در کنش متقابل اجتماعی انسان رخ می دهد ماهیت اساسی جامعه و یا گروه اجتماعی است.
ماهیت کنش متقابل اجتماعی
کنش متقابل اجتماعی عبارت از فرایندی است که انسان در آن به مدد قوه تفسیر، رفتار و سلوک خویش را در برابر دیگران شکل می دهد و یا سلوک خود را در برابر دیگران و یا موقعیت اجتماعی می سازد. این سلوک عبارت از کنش متقابل نمادی است که مبتنی بر کنش درونی خود و خود خویشتن است.
ماهیت اعیان
از نظر بلومر این جهان است که برای بشر موجود است و نه عکس آن.
انسان معانی اشیاء که قابل اشاره بودن آنها را موجب می شود را از کنش متقابل اجتماعی دریافت می کند و آنها سه دسته هستند. اعیان مادی ، اجتماعی و مجرد. بنابراین معانی اعیان توافق های نمادی است که در قوالب زبان هر جامعه قوام یافته و به اعیان، واقعیت و هستی میدهد.
انسان موجودی کنش گر
بلومر می پذیرد که انسان موجودی است که با «ساختی» مشخص که وجه ممیزه او در برابر دیگر حیوانات و موجودات است و میتواند به تشکل خود موفق شده و به جای واکنش و یا پاسخ به انگیزه ها ویا عوامل درونی و بیرونی در برابر انها کنش کند. بنابر داشتن «خود» انسان .نه فقط با دیکران که می تواند با خود خویشتن هم کنش متقابل اجتماعی داشته باشد و معانی اعیان را به خویشتن اشاره نموده و آنها را تفسیر کند.
ماهیت کنش انسان
به دلیل وجود همان ساخت و وجودی آنسان دارای توانایی خاصی است که ویژه انسان و وجه ممیزه او از .حیوانات است. اين توانایی، «توانایی» اشاره معاني به خویش است که انحصاراً در انسان موجود است.
از این رو است که انسان می تواند از حدود کنش و یا وپاسخ ساده به ومحیط در گذشته و در برابر دنیای اعیان کنش کند.
به هم پیوستگی کنش یا کنش پیوسته
سلسله کنش های اجتماعی که سازنده جوامع بشری هستند همیشه در رابطه و در برابر هم تشکیل خطوط کنش های بهم پیوسته و یا کنش پیوسته را می دهد. کنش پیوسته عبارت است از اشکال جمعی بزرگ کنش که به هیچ روی تقسیم پذیر به اجزا و یا تحویل پذیر به اشکال و یا واقعیت های اجزای تشکیل دهنده آن نیست.
کنش پیوسته به نظر بلومر اگر چه ساخته شده از کنش های متعدد است ولی هنگامی که در نتیجه به هم پیوستگی خطوط و .سلسله کنش ها تشکیل شد دیگر واقعيتی مستقل، مجزا و برتر از یکایک اجزا دارد.
به عنوان مثال نهاد خانواده و یا فرایند ازدواج، جنگ و ... نمونه هایی از کنش پیوسته هستند که به عنوان یک واقعیت بیرونی و در معنای واقعيتی که دارای اصالت جمع هست و برای شناخت آن هیچ نیازی به رجوع به افراد نیست مورد نظر است. (ابوالحسن تنهایی ص 455).
نکات بلومر در مورد کنش پیوسته
هر شکلی از کنش پیوسته عبارت از الگوی متداول و قبلی است که از روزگاران پیش نهادینه شده است.
هر شکلی از کنش پیوسته نشانگر نوعی روابط و اتصالات گسترده میان سلسله و خطوط کنش های متقابل اجتماعی است.
هر شکلی از کنش پیوسته هیچ گاه یک شکل کاملاً نو نیست. بلکه همیشه بر اساس تاریخچه ای و مقدمه ای برای نهادی آغاز می شود و برخی از مفاهیم و الگوها تغییراتی پدیدی می آورد.
سه نکته برای نظریه کنش متقابل نمادین تعیین کننده اند. :
تاکید بر کنش متقابل میان کنش گر و جهان
در نظر گرفتن کنش گر و جهان به عنوان فراگرد های پویا و نه ساختارهای ايستا
اهمیت اساسی قائل برای توانایی تفسیر جهان اجتماعی از سوی کنش گر (نظریه های جامعه شناسی ریترز)
تقليل گرایی در برابر برداشت جامعه شناختی
به عقیده بلومر رفتار گرایی و کارکرد گرایی ساختاری هر دو گرایش به تاکید بر عواملی (برای مثال هنجار ها و محک های خارجی) دارند که رفتار انسانی را موجب می شوند. به نظر بلومر بیشتر کسانی که این مفهوم را به کار مي برند رویکرد را به عنوان (گرایش سازمان یافته آماده ای) در دورن کنش گر در نظر می گیرند. بلومر کسانی را که بر انگیزه های آگاهانه و نا خودآگاهانه تاکید می ورزند مورد انتقاد قرار میدهد. بلومر با هر گونه نظریه روانشاختی مخالف است که فراگرد معنی ساز کنش گران یعنی این واقیعت را که کنش گران خود دارند و به خودشان متکی اند را نادیده می گیرد.
استعداد تفکر
توانایی اندیشیدن ریشه در ذهن دارد اما نظر پردازان کنش متقابل نمادی بر داشت تا اندازه های غیر معمول از ذهن دارند. آنها ذهن را از فیزیولوژیک متمایز میدانند. انسان ها برای پروراندن ذهنشان به مغز نیاز دارند اما مغز لزوماً ذهن انسان را ایجاد نمی کند.
تفکر و کنش متقابل
اجتماعی شدن فراگردی دو طرفه است.
اما از دیدگاه نظریه پردازان کنش متقابل، اجتماعی شدن فراگرد پویاتری به شمار می آید که به انسان ها اجازه می دهد تا توانایی اندیشیدن را پرورش دهند و به شیوه های متمایز انسانی بیاندیشند.
به هر روی همه گونه های کنش متقابل به تفکر نیاز ندارد. تمایزی که بلومر میان دو نوع کنش متقابل اجتماعی قائل می شود ، گویای این مطلب است. نخستین کنش ، کنش متقابل غیر نمادین (همان گفت و گوی آواهای مورد نظر مید) است که به تفکر نیاز ندارد. اما کنش دوم کنش متقابل نمادین است که مستلزم فراگردهای ذهنی است.
یادگیری معانی و نماد ها
نظریه پردازان کنش متقابل نمادین به این قضیه می پردازند که انسان ها چگونه طی كنش متقابل به گونه عام و اجتماعی شدن به گونه ای خاص، این معانی و نمادها را یاد می گیرند؟
انسان ها نمادها و معانی را طی کنش متقابل اجتماعی فرا می گیرند.
کارکرد اساسی نماد ها چیست؟
نظریه پردازان کنش متقابل نمادین زبان را نظام گسترده ای از نماد ها می دانند.
برخورد با محیط اجتماعی از طریق طبقه بندی چیزها
درک محیط
توانایی اندیشیدن
حل مسائل گوناگون
ارتباط با تاریخ
تخیل
فعال بودن
کنش و کنش متقابل رفتار آشکار و پنهان
مساله ی اصلی مورد علاقه نظریه پردازان کنش متقابل نمادین تاثیر معانی و نمادها بر کنش و کنش متقابل است.
رفتار پنهان همان فراگرد تفکر است که معانی و نمادها را در بر می گیرد.
رفتار آشکار رفتاری است که یک کنش گر عملاً انجام میدهد.
روش شناسی بلومر
اولین و مهمترین قضیه در روش شناسی بلومر بررسی و مطالعه جهان تجربی است.
جهان تجربی آن جهانی است که انسان در آن دائما در حال برخورد و رویارویی است و در تمام این مراحل اعتقاد و تقید به واقعیت از جمله مسائل غیر قابل انکار است. به عبارت دیگر باید دائما به دنبال واقعیت موجود بود.
روش طبیعت گرایانه
تقيد به دنیای واقعی به خاطر گریز از مفاهیم معین رئالیستیک و ایده آلیستیک است که بلومر را به روش طبیعت گرایانه می کشاند.
روش طبیعت گرایانه به این معناست که طبیعت جهان تجربی را به گونه ای که در جهان خارج است بشناسیم و نه بر مبنایی که در مفاهیم تجربی ما متبلور شده و نه به شیوه ای که در متون و شاخصهای پژوهشگران قبلی منعکس شده بلکه به صورت مفاهیمی که در خود واقعیت موجود هستند و حیات دارند و دائما در فرایند شدن و بازآفرینی مورد توجه قرار می گیرد.
مفهوم واقعیت
موضع کنش متقابل نمادی در برابر ایده آلیسم که عقیده دارد جهان در قوالب ذهنی شخص مدرک قابل شناخت است این است که باید آن را با جهان تجربی خارج تست کنیم. پس علم که ساخته شده از مفاهیمی است که از واقعیت خارجی گرفته شده و به واسطه واقعیت همین جهان خارجی هم کنترل و وارسی می شود خود را چون حقیقتی مسلم، امری مستقل از ذهن پژوهشگر و یا عوامل و شاخص های معین نشان می دهدو به عبارت دیگر در مقابل پاسخ ها و تصوراتی که ما از واقعیت ساخته ایم و همچنین اظهاراتی که از واقعیت بنا کرده ایم واقعیت با مقاومتی سرسختانه پاسخ می گوید. این واقعیت لجوج و سر سخت مهمترین نشانه علاقه و توجه بلومر به مبانی واقع گرایی روش شناختی است که در نظام چشم انداز وی در قالب جدید طبیعت گرایانه نمودار می شود.
پس علم تجربی است و این علم تجربی سعی دارد مفاهیم و قوالب تخیلي- نظری را بطور موفقیت آمیز کنار زده و آنرا آماده فهم و شناخت کندو روش علمی عبارت است از مجموعه نظری ای که با گسترش مفاهیم می تواند جهان تحت مطالعه را برای مطالعه آماده کند. اگر این مفاهیم گسترش نیابند مطالعه واقعی از جهان خارجی نیز ممکن نمی شود.
نکته :
باید توجه داشت خصلت سر سختانه واقعیت به این معنا نیست که واقعیت خصلت لا يتغیری دارد بلکه درست بر خلاف آن می باشد.
دیگر اینکه بایستی در برابر تعمیم نتایج از یک موقعیتها و از یک دانش به دیگر علوم محتاط بود.
کارکرد مفاهیم
مفاهیم موجب می شوند تا درک ما از واقعیت جهان تجربی ممکن شود در صورت فقدان مفاهیم، فرایند ادراک انسان از امور اجتماعی مختلف می شود و بنابراین امکان کنش مناسب از بین می رود.
مفاهیم معانی و محتوای ادراک شده ای دارند که می توانند به ادراک مشترک برسند. همین خصلت مشترک بودن معانی مفاهیم است که می تواند مفاهیم را كه پایه ی ادراک ما را می سازند از احساس جدا کند.
مفاهیم همچنین مقوله هایی هستند که معرف جنبه نمادین جهان تجربی اند.
علم، مفهوم و انواع آن
بلومر معتقد است که تشکیل علم و نیز کنش اجتماعی به مدد مفاهیم ممکن می شود. بدین معنا که مفاهیم هدایت کننده انسان به واقعیت خارجی در جهان تجربی هستند. ولی باید توجه داشت که مفاهیم همیشه هدایت کننده نیستند. برخی مفاهیم مانند طبقه اجتماعی، کجروی، شورشیان، سازمان اجتماعی و .... بدلیل اینکه از واقعیت پویای جهان تجربی مجرد شده و به عنوان قوالبی ایستا و متحجر در آمده اند با ماهیت فرایندی واقعیت عینی همخوانی ندارند.
ولی به نظر بلومر متاسفانه علوم اجتماعی همین مفاهیم مجرد را مبنای فرضیات و تحلیلهای متغیری خود قرار می دهد.
بنابراین و با توجه به اهمیت مفهوم در رشد علم بایستی به تفکیک دو مفهوم در اندیشه بلومر توجه کنیم.
الف) مفاهیم معین: عبارت از تعاریف روشن ثابت و ایستایی هستند که یکبار ساخته شده و در ادامه راه مطالعه و بررسی عینی سایه ای غلیظ بر واقعیت انداخته و متوقع آن هستند که واقعیت با آنها کنترل شود. در صورتی که بنظر بلومر این واقعیت است که معیار کنترل مفاهیم و روشهای ما است و نه بر عکس
ب) مفاهیم حساس: عبارت از شناختی مرجع گونه و هدایت کننده است که در مطالعه نزدیک و مستقیم از واقعیت، مشاهده كننده را متوجه خود مي كند و به او كمك مي كند با توجه به اين شناخت جديد از واقعيت جهان تجربی مفاهیمی نو و متناسب با فرایند شناخته شده بسازند.
فرایند روش شناختی:
بلومر بر آن است که روش طبیعت گرایانه می تواند در دو فرایند متمایز از هم دیده شود.
1- فرایند کشف: عبارت از اسلوبی قابل انعطاف است که پژوهشگر مطالعه خود را از واقعیت عینی در آن آغاز می کند که شامل دو مرحله است:
در مرحله نخست: پژوهشگر تلاش می کند تا با واقعیتی که از قبل نمی شناخت آشنا شود و درک همه جانبه و شناختی ملموس از آن بدست آورد این کار از طریق مشاهده، مصاحبه، برخورد و کنش متقابل با واقعیت ممکن می شود و نه از طریق پرسشهای قالبی از طريق ارتباطات مکتوب
مرحله دوم: سعی می کند مساله را دقیق تر وارسی کند، راههای رسیدن و رسش کار را مشخص تر بررسی کرده و داده های مورد نیاز و مربوط به مساله را در یابد و روابط میان داده ها را بررسی کند، فرضها و شاخص هایی که درباره موضوع برگزیده است را باز بینی کند، ناهمخوانی میان مفاهیم و واقعیت را بزداید و راههای جدید بر گزیند و خصائص نو پدیدار واقعیت را در قالب مفاهیم حساس برای گام بعدی دسته بندی کند.
پس کارکرد اصلی فرایند کشف: نزدیک شدن به فهمی روشن تر و دریافتی آشکارتر و منظم تر است که چگونه موضوع و مساله تحقیق را می توان دید و شناخت
- فرایند وارسی
وارسی کردن عبارت از آزمون سر سختانه از همه جوانب و کنترل های مکرر آن در برابر واقعیت است.
وارسی کردن فرایندی است پویا، خلاق، قابل انعطاف، رهرو به سویی که ممکن است تا هر چه بیشتر میان مفهوم و واقعیت خارجی همخوانی فراهم شود و نتیجه را به عنوان قانونی علمی هویدا سازد.
مراحل انجام پژوهش
منظر و تصویر پیشین: جهان تجربی ابتدا باید قوالب مفهومی و علمی خاصی را از آغاز داشته باشد این قوالب عبارتند از تخیل و تصوری از واقعیت مورد مطالعه یا تصور و شناخت و معرفتی که نسبت به واقعیت داریم.
ساختن مساله: در این رابطه باید دید چه چیزی مورد سئوال است.
شناخت داده های متناسب و راه و فن گردآوری آنها: مهمترین کسئله در این مرحله آن است که با توجه به ماهیت مساله داده های مربوط به آن گزینش شوند و با تناسب به داده ها و مشاله مورد تحقیق بهترین روش انتخاب شود.
تعیین و تحلیل روابط میان داده ها: به این معنا که ببینیم داده ها و عناصری که یافته ایم تا چه اندازه با معنا بوده و به همدیگر مربط می باشند.
تفسیر کردن نتایج: عبارت از کنترل کردن یافته ها با نظریه و تئوری است که بر اساس آن اولین گام تحقيق را بر داشته ایم.
آزمون نهائی مفهوم: فرایند پژوهش به پژوهشگر توان حرکت از مفاهیم معین به حساس را عطا می کند.
ایستایی شناسی اجتماعی
از خود رهایی و نظام شخصی
انسان و جامعه سالم از نظر بلومر زمانی واقعیت پیدا می کند که self با نسلط I تفسیر کرده و کنش نماید بنابر این انسان با کنشمند است و یا واکنشگر اگر کنش کند در سطح نمادی رفتار کرده و اگر واکنش کند نا نمادی رفتار می کند پس اگر کنش نکند یعنی «از خود رهائی» حاصل شده خود رها گردیده و در قالب گرایشات جمعی عمل می کند.
انسان دو سازمان در خودش دارد که هر کدام بدون دیگری عمل می کند
سازمان روان شناختی: سازمانی است که به تبعیت از نیروها و عوامل و ادراکات روانی عمل می کند
سازمان شخصی: سازمانی است که به تبعیت از اراده «من» و تجارب «خود» یعنی کنش مندی خود عمل می کند
یعنی اگر کسی در سطح سازمانهای شخصی عمل کند کنش کرده و اگر در سطح سازمان روان شناسی عمل کند واکنش می کند
اجتماعی شدن
اجتماعی شدن
فرایند اجتماعی شدن از نظر بلومر شامل 2 مرحله است
learning یادگیری (مترادف با جامعه پذیریري، یکی شدن و یا ذوب شدن)
socia liza tion اجتماعی شدن
اجتماعی شدن عبارت از جریانی است که انسان در آغاز آن هنجارهای اجتماعی را یاد گرفته و با آنها تطبیق می یابد. و تنها بعد از جامعه پذیزی است که فرایند اجتماعی شدن می تواند رخ دهد.
واسطه های اجتماعی شدن
والدین: والدین تنها شامل پدر و مادر نمی شود بلکه شامل کسانی می گردد که بچه را بزرگ می کنند
دیگر مهم: یعنی افرادی که در فامیل رفت و آمد می کنند مثل عمه ها، خاله ها، دایه ها و دوستان
گروه همسالان: کسانی هستند که بنا به سلیقه ها، عادات، تعلقات و سوگیری های شخصیتی و فکری دور هم جمع می شوند
مدارس، سازمان های رسمی: معلم برای شاگردان در دبستان به عنوان یک الگوست
مجامع عمومی: مانند پارک، شهربازی، مکانهایی که مردم دور هم جمع می شوند و اوقات فراغت خویش را می گذارنند
رسانه ها و ارتباط جمعی: اینها مهم ترین عواملی هستند که بیشترین تاثیرات را دارند
انواع جوامع
قدیمی ترین نوع جوامع ، جوامع سنتی و میانی هستند
نوع دوم جوامع انواع جمع ها و اجتماعاتی هستند که عمدتا به اشکال رفتارهای جمعی بروز می کنند(مهمترین خصیصه این نوع اجتماعات تسلط کنش نا نمادی در میان مردم است)
سازمان های بزرگ جوامع شهری صنعتی در سده 19 به بعد
ساخت اجتماعی جمعیت ها و جماعات
اصطلاح رفتار جمعی بوسیله مطالعه و بررسی در موضوعاتی چون جمعیت ها، هراس ها، جنون ها، دیوانگی ها، وحشت ها، رفتار عامه مردم، عقاید عمومی، رسوم، جنبشهای اجتماعی، انقلابات و اصطلاحات پیشنهاد می شود
از یک نظر تمام رفتارهای گروهی را می توان عملا رفتار جمعی خواند. فعالیت جمعی به این معناست تمام اشخاصی که در یک گروه یک نوع تقسیم کار بین آنها وجود دارد و بدین وسیله یک پیوستگی در جهات مختلف کردار انسان به عمل می آید. از این فعالیت گروهی یک موضوع جمعی است.
مکانیزم و یا سازواره پویایی رفتار جمعی
مرحله تحریک : در این مرحله خود نسبت به موضوع هایی خاص حساس می شود.
مرحله هیجان جمعی : هر چه تحریک و حساسیت های موضوع شدت یابند هیجان شکل روشن تری به خود می گیرد.
مرحله واگیری اجتماعی : هر چه هيجان جمعی شدت یابد روح جمعی تنها مجری تصمیم ها و اقدامات می شود و هر حرکتی از دیگران او را بی اختیار رو به سوی ان كار می گشاند.
انواع رفتار جمعی
جماعت گرد همایی ها و گروه بندی هایی هستند که می توانند از گروه های بی ساخت تا نهاد های ساخت مند گسترش یابند.
جماعت اتفاقی : افرادی منفصل ، واگرا و آماده پیوستن به هر گروه جماعتی هستند که بر هیچ یک از اهداف فرهنگی خاصی توافق ندارند. بنابراين بی ساخترین جماعت، جماعت اتفاقی است که بسیار سریع تشکیل و بسیار سریع نیز از هم می پاشد.
جماعت قراردادی : تشکل و گروه بندی افرادی است که یک ساخت اجتماعی را تشکیل می دهند.
1- به اهداف مشترک فرهنگی باور دارند. 2- تقسیم کار محدود و با ساختی نسبتاً متغیر در این نوع جماعت به چشم می خورد. 3- از هنجار ها و نقش های اجتماعی متاثرند.
جماعت نمایشی : تشکل و گروه بندی افرادی است که بر اساس تجارب شخصیتی ، عاطفی و اعتقادی به وجود می آید و به شکل جماعت قراردادی سامان اجتماعی خاصی را شکل می بخشند.
جماعت فعال : این جماعت گروه بندی افرادی اند که می توانند در فعالیت اصلی وارد شده و به اشکال خصومت آمیز و تجاوز طلبانه اهداف مشترکی را دنبال کنند. جماعت فعال به نوبه خود می تواند شکل جدیدی از رفتار جمعی یعنی شورش باشد.
جمعیت ها :
نمونه .جمعیت ها طبق نظریه بلومر مثلاً حزب دموکرات یا جمهوری خواه آمریکاست.
آن جماعتی که در انجمن یا سخنرانی یا جلسه عمومی حزب شرکت می کنند. با جماعتی که عضو حزب هستند تفاوت دارد. جماعت اولی نمایشی ولی دومی جمعیت است که در تمام جوامع نیز موجود اند.
توده ی مردم.
آنهایی هستند که مثلاً به وسیله حوادث علی هیجانی می شوند و از حالت خود در می آیند کسانی هستند که در همه حالات یک سرزمین خود را وشریک می دانند و به اخبار و مطبوعات کشوری که در آن زندگی می کنند علاقه مند اند. (مبانی جامعه شناسی ، آلفرد کلانگ لی و همکاران)
عامه ی مردم یک گروه تشکیل شده نیست و موجودیت آن وابسته به وجود یک مسئله است (مبانی جامعه شناسی ص 232)
تبلیغات :
تبلیغات را می توان یک مبارزه سنجیده دانست که به وسیله ان می توان مردم را وادار کرد تا نظریه داده شده و یا یک احساس یا ارزشی را قبول کنند (مبانی جامع شناسی ، آلفرد کلانگ لی و همکاران).
سامان :
سامان عبارت است از شکل های جدیدی از تجاسن و اجماع اجتماعی یعنی اجماع بایستی در هر صورت و به هر شکل در جامعه بوجود آید. سامان در حقیقت کارکردی جز ایجاد سازگان میان انسان و .جامعه در حال شدن و تشکیل «اشکال اجتماعی تجاسن جدید» ندارد. و اگر به کار کرد خود عمل نکنند جامعه به سراشیبی سقوط و از هم گسیختگی ساختی در هم خواهد غلطید.
پویایی شناسی اجتماعی :
جنبش هایی اجتماعی نموداری از ساخت اجتماعی در حال شدن
بلومر جنبش های اجتماعی را عبارت از تشکل و گروه بندی آگاهانه و نمادی افراد در فرایند ساخت اجتماعی «پیش رونده» توصیف می نماید و معتقد است که سه نوع عمده جنبش ها را می توان از یکدیگر تفکیک کرد.
جنبش های اجتماعی عام/عمومی : آنهایی هستند که حرکتی گسترده طولانی مدت و فراگیر دارند. نمونه این جنبش ها جنبش جوانان، زنان و نهضت کارگران است.
جنبش های اجتماعی خاص : آنهایی هستند که هدف تعیین شده رهبری و اعضای مشخصی دارند و به خود آگاهی رسیده اند. انقلاب ایران
جنبش های اجتماعی نمایشی : این جنبش ها کاملاً نمادی و سمبلیک هستند و بر اساس سازمان شخصی قرار دارند و در بیشترین حالت بیان نمادین نارضایتی هستند از جمله میتوان به جنبش های مذهبی یا مد گرایی و یا هنری اشاره کرد.
آسیب شناسی و جرم شناسی : در دنبال راه بلومر
جرم چیست : هر عملی که انسان آگاهانه بنا بر اختیار و اراده انجام دهد و به عبارتی بتواند آن را به میل انجام داده و در .ضمن با قوانین یک سازمان اجتماعی مخالفت داشته بتشد جرم تلقی می شود.
جرم که شق صریح و روشن مخالفت با هنجار هاست حدود قانونی جامعه را مخدوش می سازد و در حقیقت همین می تواند وجه اختلاف .جرم با آسیب های اجتماعی باشد. آسیب ها ممکن است بوجود بیایند ولی به جرم تبدیل نشوند. یعنی به ازادی دیگران و حقوق و اموال دیگران تصرف نکنند تا این زمان آسیب است. ولی وقتی که حقوق دیگران را پایمال کنند و تخلفی صورت گیرد اعم از این كه حقوقی باشد یا حقیقی جرم محسوب می شود.
انواع جرم :
جرم های فردی : آندسته از جرایمی هستند که فرد به تنهایی و یا با نیت فردی و بدون هیچ ارتباطی با شخص دیگر انجام می شود : مانند سرقت
جرم های گروهی : جرایمی هستند که تعدادی و یا دسته ای از افراد اقدام بدان می کنند. مانند دسته های کوچک مجرمین
جرم های سازمانی : به یک سلسله جرایم مبتنی بر ساختار رسمی و سلسله مراتبی که از قبل تعیین شده است اطلاق می گردد. مانند سازمان مافیا.
جرمهاي پنهان : اين نوع جرم توسط افرادي چون زر تشت، كنفوسيوس، مسنيوس و مزدك در دنياي باستان مطرح شده است و بسياري از انديشمندان اخير هم بدان توجه كرده اند. جرم شناسان ريشه اي اخير گروه جرم شناسي بودند كه در گروه جامعه شناسي دانشگاه بركلي آمريكا در نتيجه اعتراضات دانشجويي و حوزه روشن فكري كه در آمريكا بوجود آمد پديدار گشت. آنها معتقد بودند كه علت دزدي، سرقت، جرائم و بزه در هر منطقه اي تنها به فرد و گروه بر نمي گردد، بلكه بيش از همه از قصور دولت حكايت دارد. يعني دولت به وظايف خود عمل نمي كند و بعلت اين مقصود عرصه را براي عمليات سالم تنگ مي كند و به نا گزير و غير مستقيم باعث يك سلسله اعمال مي شود كه خود به خودي به دزدي كشيده مي شود.
جرم شناسي ريشه اي و تفسير گرايي بلومر
ديدگاه تفسيري بر اين اعتقاد است كه عمل هر انساني بنا بر تفسيري است كه از موقعيت دارد. پس هميشه خود مسئول اعمال خويش است.
ديدگاه هاي ريشه اي معتقدند كه انسان مسئول است ولي چنانچه در فضا و موقعيتي نا مطلوب قرار گيرد به نا گزير مرتكب خطا مي شود.
اين دادگاه از يك طرف انسان را مسئول و از طرف ديكر او را درگير و بند شرايط مي دانند، ديدگاه كنش متقابل نمادي خصوصاً ديدگاه بلومر بر اين عقيده است كه در جرم ها اعم از فردي، گروهي، سازماني و يا پنهان مرتكب به جرم يا بزه مقصر اصلي تلقي مي شوند به اين دليل كه انسان در هنگام ارتكاب جرم مي تواند در شرايط مختلفي وضع خويش را از وحالت نانمادي به نمادي تغيير دهد و تحت تاثير و تعبير مشترك قرار نگيرد. ولي وقتي كنش پيوسته تشكيل مي شود انسان ممكن است به دليل درگيري با يك ساسله شورهاي عاطفي و استمرار آن مرتكيب اعمال ناگزير شود.
جامعه شناسي تفسيري انساني را در برابر آْسيب ها و جرم ها و در برابر كليه مسائل متعهد مي بيند. يعني كنش متقابل نمادين به تعهد گرايي در جامعه شناسي مي رسد. هيچ چيزي از سر اجبار رخ نمي دهد مگر در شرايط خاص كه آنهم مقطعي است.
ديدگاه كنش متقابل گرايي بنابراين مفهوم جرم پنهان را بدين معنا طرح مي كند كه دولت بنا بر وظيفه و كاركرد آشكاري كه به عهده دارد مسئول برنامه ريزي و انجام درست وظايف خود مي باشد و به نوبه خود نيز مسئول بد بختي، فقر، بيكاري و مسائل اجتماعي در يك كشور است ولي اين جرم پنهان دولت، فرد را بيگانه و مبري از خطاي ارتكاب جرم نمي كند.
جرم و قشر بندي اجتماعي در ادامه كار بلومر
تشخيص جرم از ديدگاه كنش متقابل نمادي با توجه به تعبيري است كه هر كدام از طبقات حاكم و محكوم از خود دارند و به عبارتي مسلماً از نظر طبقه حاكم ممكن است عملي جرم محسوب شود ولي از نظر طبقه محكوم جرم نباشد ولي اصل بطرف I رفتن است مثلاً بايد ديد از نظر بلومر در زمان شاه جامعه به طرف ME يا به طرف I و كدام تسلط داشتند. اگر ME تسلط داشته، پس كنش نا نمادي است و چون جامعه سنتي بوده پس هنجار هاي ME بايد شكسته شود. بنابراين آن چيزي كه در آن دوره به عنوان جرم محسوب مي شود يك عصيان منطقي بود.
مثلاً موضوع عياران در تاريخ ايران را مي توان بيان كرد.
پس تمام اين امور به اين نكته بر مي گردد كه جامعه در كجاست و هيات حاكمه در چه موقعيتي قرار دارد؟ در I و يا در ME؟
قشر بندي در تاريخ ايران از دو سنخ تشكيل مي شود.
طبق حاكم شامل قشر اصلي
طبقه بندي شامل 1-2 قشر فرعي 2-2 قشر حاشيه اي 3-2 قشر بيروني
بدين ترتيب عياران را مي توان جزء قشرهاي حاشيه اي طبقه محكوم قرار داد.
حال اين پرسش مي آيد كه آيا اين افراد از نظر طبقه بندي حاكم مجرم هستند؟ بله مسلماً مجرم بوده و عملشان جرم محسوب مي شود. اما از نظر طبقه محكوم مجرم نمي باشند.
پس به اعتبار مفهومي كه ار قشر بندي در ذهن داريم جرم را يك جرم قشر بندي شده، تلقي مي كنيم.
جرمهاي خرده فرهنگي
حال در مورد جرائمي كه در بين مردم بر اساس رسوم و عرف انجام مي گيرد و دولت نمي تواند كنترلي بر آن داشته باشد چه مي توان گفت ؟
اين گونه جرايم ناشي از تفاوت خرده فرهنگي با فرهنگ مسلط بر كشور است كه منجر به درگيري مي شود. اين عدم هماهنگي را نظام حاكم معمولاً ضديت تلقي مي كند. اما به واقع اين ضديت نمي باشد بلكه نوعي برخورد فرهنگ يا تحول ميان فرهنگي مي باشد.
اين مساله بيانگر ميزان وابستگي عاطفي به سنتها و فرهنگ است كه بايد سعي شود دو فرهنگ را به هم نزديك ساخت. همچنين اگر احترام به قانون به شكل هنجاري در جامعه در آيد و ارزش محسوب شود مساله حل مي گردد.
منابع
- متفكران بزرگ جامعه شناسي، راب استونز، ترجمه مهرداد مير دامادي
- مباني .جامعه شناسي، پروفسور آلفرد مك كلانگ لي و همكاران، ترجمه دكتر محمد حسين فرجاد و هما بهروش
- در آمدي بر مكاتب و نظريه هاي جامعه شناسي، دكتر حسين ابوالحسن تنهايي
- نظريه هاي جامعه شناسي، دكتر غلامعباس توسلي
- نظريه هاي جامعه شناسي ريتزر
این یک وبلاگ جامعه شناسی می باشد که توسط این جانب عبدالله رضایی كارشناس ارشد جامعه شناسي که مقطع تحصیلی لیسانس در دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد بروجرد تحصیل نمودم.ساکن استان کرمانشاه،شهرستان سرپل ذهاب می باشم. امیدوارم با این وبلاگ و مطالب آن بتوانم گامی موثر در ترویج علم جامعه شناسی در بین دوستان و علاقه مندان به مباحث جامعه شناسی بگذارم.