مارسل موس:
نخستين سنگ بناي جامعه شناسي ورزش را «مارسل موس» انسان شناس فرانسوي از شاگردان اميل دوركيم گذاشته است. او معتقد است رفتار بدني از سنخ رفتار طبيعي نيستند بلكه رفتار فرهنگي اند، مجموعه اي از رفتارهاي نمادي وابسته به حيثيت و موقعيتي كه هر فرد در سلسله مراتب اجتماعي احراز كرده است. ورزش در واقع به بازي گرفتن قاعده مند بدن است كه برحسب تعلق اجتماعي عمل كننده ها كاركردهاي متعدد و گوناگوني دارد.
نوربرت الیاس:
در سال هاي دهه ،۶۰ نوربرت الياس با اعلام اين كه «شناخت ورزش كليد شناخت جامعه است» شگفتي محافل آكادميك را برانگيخت. الياس معتقد است بازي ها و ورزش ها وسيله ممتازي براي تنظيم خشونت شده اند زيرا تمرين هم ستيزي بدني را روي صحنه آورده و آن را قانونمند و مشروع مي كند. قشرهاي اجتماعي مرفه با تكيه بر رفتارهاي بازي ـ ورزشي سعي مي كنند شيوه هاي كنش و كنش متقابلي را باب كنند كه الياس آن را با وام گرفتن اصطلاحي از مارسل موس «عادت واره اجتماعي» مي نامد. اين عادت واره هاي بدني بر جست وجوي تشخص و تفرد مبتني است و درصدد است از گذر تأكيد بر تمايز اعضاي نخبه امتيازات اجتماعي و سلطه شان را تثبيت كند. به نظر الياس موضوع جامعه شناسي بررسي «شبكه هاي روابط متقابل، وابستگي هاي متقابل، پيكربندي ها و فرآيندهايي است كه انسان ها را در وابستگي متقابل قرار مي دهند.» وضع اجتماعي اي كه به بهترين وجه اين نظام هاي وابستگي متقابل، زنجيره كنش هاي متقابلشان، فرآيندهاي پرجنب و جوش همكاري و تعارض شان را نشان مي دهد، بازي است. به نظر الياس بازي ورزشي مدلي را عرضه مي كند كه جامعه شناس به كمك آن مي تواند به ساختار اجتماعي فكر كند.
نظریه های بازی
نظریه‌ی انرژی مازاد هربرت اسپنسر:
در این نظریه اسپنسر بازی را "حاصل انرژی مازاد" كودك دانسته است. اسپنسر بر این باور است كه طبیعت، انسان را با مقدار خاصی انرژی كه در فرآیند بقا از آن استفاده می‌شود مجهز كرده كه اگر این انرژی برای بقا مورد استفاده قرار نگیرد باید به نحوی مصرف شود كه این امر با بازی كردن محقق می‌شود.
نظریه‌ی پیش تمرینی كارل گروس:
در نظریه گروس، بازی یك "انگیزه دهنده برای رشد ناقص ویژگی‌های ارثی است." به علت پیچیدگی‌های وجود انسان، او به زمانی طولانی برای تمرین و كسب مهارت‌های ویژه‌ی بزرگسالی نیاز دارد كه بازی این مشكل اساسی را از پیش روی او برمی دارد. در این نظریه، منشأ بازی "زیستی" است یعنی بازی، روش طبیعیِ آماده شدن برای وظایف جدی زندگی است. بر طبق آن، بازی ما را با آموزش 3 مؤلفه عمده برای زندگی بزرگسالی آماده می‌كند: 1- كار گروهی 2- نقش آفرینی 3- پیروی از قانون. به طور مثال كودكی كه "خاله بازی" می كند خود را برای دورانی از زندگی آماده می‌كند كه قرار است خانواده‌ای را اداره كند.
نظریه‌ی آرام بخشی پاتریك:
بر طبق این نظریه، بازی ما را از آن فعالیت های زندگی كاری هر روز كه خسته كننده هستند آزاد می كند. بازی باعث رفع خستگی و راحتی در كودكان و بزرگسالان می شود. پس ما بازی می كنیم تا از اضطراب زندگی روزانه راحت شویم.
نظریه‌ی بازپیدایی هال:
براساس این نظریه، رشد هر فرد نشان دهنده‌ی روند پیشرفت تكاملی كل نوع بشر است. به همین علت است كه بازی‌ها در هر مقطعی از زندگی شخص، تداعی كننده‌ی وقایعی از تاریخ انسان‌ها هستند، مثل: شكار، تیر اندازی، مخفی كردن و جستجو كردن، تعقیب‌و‌گریز و ... . به عبارت دیگر بازی، بازپیدایی مراحل مختلف زندگی نوع بشر است. كودك در بازی ویژگی‌های رفتاری اجدادش را در مقیاس محدودی تكرار می‌كند. نقش بازی در زندگی انسان ها، تضعیف كردن و اصلاح مهارت‌های گذشته‌ای است كه برای مرحله‌ی حاضر از تاریخ زندگی بشر مناسب نیستند.
بحثی در باب ارتباط  ورزش و بازی با جامعه شناسی:
همچنان که مستحضر هستید جامعه شناسی علم بررسی زندگی و رفتارهای اجتماعی انسان است و از طریق جامعه شناسی می توانیم به محیط اجتماعیمان نگاه تازه ای بیندازیم.
ورزش و بازی نیز جزء جدایی ناپذیر زندگی انسان می باشد. ورزش و بازی ارتباطی متقابل با انسان و رفتارهای اجتماعی او دارد. همانطور که ورزش و بازی در شخصیت و فرهنگ آدمی تأثیرگذار است، انسان و جامعه نیز بر ورزش و بازی تأثیر می گذارند.
بازی و ورزش شخصیت و فرهنگ آدمی را شکل داده و گاهی تغییر می دهند. نوع بازی ها و ورزش های هر جامعه را نیز فرهنگ و آداب و رسوم آن جامعه تعیین می کند. البته دنیای ورزش و بازی آنچنان وسعت پیدا کرده است که به سختی می توان برخی از ورزش ها و بازی ها را به ملیت و یا جامعه خاصی نسبت داد.
با بررسی نوع بازی ها و ورزش های مورد علاقه هر جامعه می توان به فرهنگ و آداب و رسوم آن پی برد. همچنین است درمورد یک انسان. بسیاری اوقات انسان ها در خلال بازی و ورزش ماهیت درونی و نوع جامعه پذیری خود را بروز می دهند.