سرکوب زنان از کجا آغاز شد؟
به قلم: اکرم پدرام نیا
🔺آیا در طول تاریخ همیشه به زنان بیرحمی و بیاحترامی شده؟ آیا از آغاز مردها بر جامعهی انسانی سلطه داشتهاند؟ آیا بهراستی یک روز زن به آن جایگاه انسانیای که شایستهی اوست خواهد رسید؟ برای پاسخ به این پرسشها بد نیست که به نقش زن در تاریخ نگاهی بیاندازیم. با بررسی تاریخ به نتیجهی شگفتانگیزی میرسیم و آن اینکه دورهی زمانی سرکوب زنان در طول تاریخ انسان از یک درصد کل تاریخ بشر کمتر است.
▫️مطالعه روی وضعیت زنان در پیش از تاریخ مکتوب نشان میدهد که ساختار جوامع اولیهی انسانی با امروز بسیار متفاوت بوده. انگلس در کتاب «منشا خانواده، مالکیت خصوصی و دولت» که در سال ۱٨٨۴ چاپ شد، این مورد را بهخوبی بررسی کرده و مینویسد «وقتی کشورگشاهای اروپایی به سرزمین بومیان آمریکای شمالی وارد شدند، دریافتند که این مردم نیازهای ضروری زندگیشان را از تلاش گروهی و مشترک بهدست میآوردند و برای همهی اعضای جامعه حقوق یکسان قائلاند. برای مهار و نظم دادن به مردم نیازی به تشکیلات دولت سرکوب و زورگو با ارتش و مردان مسلح ندارند. جوامعیهستند خودگردان و دموکراتیک با رعایت برابری برای همهی اعضا.»
🔺اولین رید، مارکسیست آمریکایی میگوید «در گذشته واحد خانواده به این شکلی که ما امروز میشناسیم وجود نداشته. جوامع ایلی به شکل دودمان میزیستند و مثل خواهر و برادر زندگی میکردند. در این نظامِ خویشاوندی هویت هر فرد براساس رابطهی او با ایل و تبارش مشخص میشد نه براساس ثروت و مکنتش. چیزی بهنام سلطه و برتری یک جنس بر جنس دیگر وجود نداشت یا زورگویی طبقهی ثروتمند بر تودههای کارگر.»
▫️ تغییر ساختار جامعه و از بین رفتن نظام اقتصادی، اجتماعی اولیه که براساس مالکیت عمومی بود و با روی کار آمدن مالکیت خصوصی مرحلهی گذارِ زن از یک موجود برابر با مرد به موجودی زیردست اتفاق افتاد. این فروپاشی شاید از شش تا هشت هزار سال پیش در خاور میانه آغاز شد؛ زمان شروع کشاورزی و دامداری در مقیاس بزرگ یا زمانیکه مازاد مواد تولیدی فکر فروش و سود بیشتر را به ذهن انسان آورد و سبک نوی از زندگی را بنا گذارد.
🔺اولین رید مینویسد: «کشاورزی به گروهی از آدمها نیاز داشت که روی زمین کشتوکار کنند، گلههای گاو و گوسفند پرورش دهند و در کار صنایع دهکده دست داشته باشند. با این شیوه جوامع ایلی و اشتراکی گذشته شروع به از هم پاشیدن کرد، نخست به ایلهای جداگانه، سپس به خانوادههای گسترده و مزرعههای جداگانه و در پایان به خانوادههای کوچک که امروزه آن را خانوادههای هستهای مینامیم، تبدیل شد. در این روند خانوادهی پدرسالار جای قبیله را به عنوان واحد جامعه گرفت.»
▫️همین عامل باعث شد که سرمایه در قالب مازاد مواد غذایی انباشت شود و برخی از اعضای جامعه از ثمرهی کار دیگران روزگارشان را بگذرانند. یعنی هرکس میتوانست بر تولید دیگران کنترل داشته باشد از این مازاد میخورد و زندگیاش را میگذراند. به این ترتیب یک نظام اقتصادیای بنا شد که توانست روابط اشتراکی را از میان ببرد. جامعه به طبقات تقسیم شد؛ شامل یک طبقهی ممتاز و برتر که از زحمت و کسبوکار دیگران زندگی بسیار خوبی داشت. از همین جا شیوههای گوناگون بیگاری و بردگی از جمله بردهداری شکل گرفت. ثروت بهدست گروهی انسان دزد یا جنگطلب افتاد که جامعهی مردان بودند و سرانجام دولتی تشکیل شد تا از این سازماندهی دفاع کند.
🔺 فرمانروایان جدید نمیخواستند ثروتشان را به شیوهی ایلهای مادرسالار تقسیم کنند؛ بلکه میخواستند پس از خودشان به پسرانشان برسد. از همینجا خانوادهی پدرسالار بهدنیا آمد. مالک املاک راس خانواده یا همان پدر خانواده شد و از پدر به پسر رسید. پدر صاحباختیار خانواده شد، صاحباختیار زن و فرزند و بردهها. جالب است که واژهی لاتینی «famulus» یعنی بردهی خانگی و خانواده یا «familia» مجموعهای از بردههاییست که به یک مرد تعلق دارند. (منشا خانواده، ص ۶٨)
▫️با رویپا آمدن نظام مالکیت خصوصی، ازدواج یکهمسری رواج یافت و «خانواده» به سبک امروز بنا شد. زندگی زنان از زندگی ایلی به زندگی در خانواده بدل گشت و هرکدام همسر یک مرد و مادر فرزندان او شدند. در این روند مرد مالک زن شد و آشکار است که زن نهتنها قدرتش را از دست داد که خوار و ذلیل شد.
🔺 مردانِ صاحب ثروت به زنانشان فرمان میدادند و اگر آنها از فرمانشان و پیمانهای ازدواج سرپیچی میکردند تنبیه میشدند. بدین ترتیب خشونت علیه زن بخشی از قانون شد. زنان به اموال مردها تبدیل شدند و کارشان خدمتگزاری به همسرانشان شد و همسر رئیس و مالک او گشت.
▫️کوتاه سخن، این تغییرات شدید اجتماعی از پی مالکیت خصوصی، پدرسالاری، نظام طبقاتی و رویکار آمدن دولتِ حامیِ سقوط مرتبه و پایگاه جنس زن پدید آمد.
این یک وبلاگ جامعه شناسی می باشد که توسط این جانب عبدالله رضایی كارشناس ارشد جامعه شناسي که مقطع تحصیلی لیسانس در دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد بروجرد تحصیل نمودم.ساکن استان کرمانشاه،شهرستان سرپل ذهاب می باشم. امیدوارم با این وبلاگ و مطالب آن بتوانم گامی موثر در ترویج علم جامعه شناسی در بین دوستان و علاقه مندان به مباحث جامعه شناسی بگذارم.