به قلم: مهران صولتی


☘ امروز که در جلسه‌ای گفت‌و‌گو محور پیرامون آسیب‌شناسی فرهنگی ایرانیان حضور داشتم فحوای کلام برخی از حاضران نشانی از این پرسش در خود داشت که فایده این گفت‌و‌گوها چیست؟ برخی هم عجالتا به دنبال راه‌کارهایی بودند که بتوانیم از وضعیت کنونی رهایی یابیم. البته آن‌چه همگان درباره آن اشتراک نظر داشتند این بود که اگر گفت‌و‌گو درست صورت پذیرد و ساختار سیاسی هم شنونده خوبی برای سخنان مطرح شده باشد، می‌توان به سوی بهبود اوضاع کشور حرکت کرد. به عبارت روشن‌تر همگی هم‌چنان نگاهی ابزاری به مقوله گفت‌و‌گو داشته و بر آن اصرار می‌ورزیدند. اما در این یادداشت قرار است بر این گزاره تاکید کنیم که؛ گفت‌وگو هدف است نه وسیله!

✅ گفت‌و‌گو اگر به نحوی مناسب سامان پذیرد نشان از آن دارد که برخی از مقدمات آن به درستی تدارک شده است؛ دوطرف پذیرفته‌اند که برای کشف حقیقت به یکدیگر نیازمند‌ند، به حقوق یکدیگر احترام می‌گذارند، استدلال قوی را به جای اعمال قدرت برگزیده‌، و در پی گام برداشتن به سوی فهم و درک بهتر از مخاطب خود هستند. روشن است که شکل‌گیری چنین گفت‌و‌گویی دیگر در سطح ابزاری باقی نمانده و خود به هدف به‌زیستی میان انسان‌ها تبدیل می‌شود.

✅ پیوند وثیق پدیدار شده میان توسعه‌یافتگی و سرمایه اجتماعی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که هدف از توسعه نه صرفا رشد اقتصادی و افزایش تولید ناخالص داخلی بلکه توسعه انسانی و بهبود هم‌زیستی متکی بر ارتباطات اجتماعی و اعتماد عمومی می‌باشد. به عبارت دیگر توسعه‌ای مطلوب است که بتواند به افزایش مدارا، احترام متقابل و نیاز به دیگری متفاوت منجر شود. تمام مولفه‌هایی که می‌توان آن‌ها را در یک گفت‌و‌گوی سازنده و ثمربخش پیدا کرد.

✅ نباید گمان کرد که گزاره گفت‌و‌گو به مثابه هدف نه وسیله، تنها راه بهبود شرایط موجود کشور را در مذاکره میان سیاست‌مداران می‌جوید و از سایر مسیرهای کنش‌گری موثر غافل شده است، بلکه تلقی گفت‌و‌گو به مثابه هدف بر این امر تکیه می‌کند که تعبیه هر مسیری برای مبارزه مدنی فی‌نفسه نمی‌تواند با به رسمیت شناختن حق مخالفان، حفظ کرامت انسانی، خشونت‌پرهیزی، و تعهد نسبت به سرنوشت دیگران بیگانه باشد.

✅ برای جامعه قطبی شده در ایران امروز آغاز گفت‌و‌گو نوید بخش تحولات بسیاری است؛ این‌که دیگر هیچ طرفی سودای گزاف حذف طرف مقابل را در سر نمی‌پرورد، بحران‌های انباشت شده جز با بهره‌گیری از توان ملی قابل حل نیست، قانون باید متکی بر حقوق شهروندان باشد نه فرمان حاکمان، و بسیاری از انگاره‌های ایدئولوژیک اکنون دیگر دود شده و به هوا رفته‌اند. امری که نشان می‌دهد نظام به سمت یک پارادایم شیفت حرکت کرده و برای پرسش‌های نو به دنبال پاسخ‌های کهنه نمی‌‌گردد.

🔹 نکته پایانی: به تاخیرافتادن فرآیند توسعه‌یافتگی در کشور که در سال‌های اخیر با ناامیدی نسبت به تحقق آن نیز همراه شده است به‌حق عطش شهروندان برای جست‌و‌جوی راه‌های برون رفت از وضعیت کنونی را برانگیخته است‌؛ این‌که نباید زمان را برای انجام کنشی لوکس به‌نام گفت‌و‌گو هدر داد. اما واقعیت این‌است که گسترش دیالوگ در جامعه به‌ویژه میان حکومت و مردم نشانه‌ای واضح از حرکت به سوی خروج از همان موقعیت ناگواری است که در آن به‌سر می‌بریم.