✍یادداشت فرزاد نسیمی پور در شماره ۲۰۴۱ روزنامه نقد حال


یکی از گلایه های پر تکرار و همیشگی بسیاری از مردم ، رسانه ها و ذی نفوذان اجتماعی، تفاوت های رفتاری افراد ، قبل و بعد از گرفتن منصب است. از دید مردم، برخی افراد در موقعیت های مختلف رفتارهای متغیری از خود نشان می‌دهند. قبل از نشستن بر اسب مراد، متواضع و صمیمی و افتاده حال هستند و وقتی که در جایگاه یا منصبی قرار میگیرند، از دسترس خارج می‌شوند و حصاری دور خود می‌چینند که کسی را یارای ارتباط با آنها نیست. وقتی هم از منصب معزول یا از جایگاهی فارغ میشوند دوباره از برج عاج پایین می آیند و سراغ همراهان قدیم را میگیرند.

✅متاسفانه این سنخ رفتار در بسیاری وجود دارد و یکی از سرچشمه های نارضایتی و دلنگرانی هم همین است. یک مدیر ، نماینده مجلس ، عضو شورا و... هرچند هم کاربلد و کارآمد باشد اما اگر نتواند روابط اجتماعی خود را سامان دهد، به بی کفایتی متهم می‌شود. واقعیت این است که قضاوت در مورد کارنامه مدیران، بیش از آنکه بر جنبه های فنی و عملکردی ناظر باشد بر جنبه های ارتباطی، تعاملی و رفتار عمومی استوار است.

✅برقراری توازن میان ملاحظات کاری و ارتباطات اجتماعی هم یک هنر مدیریتی است و هم یک قدرت شخصی. چه بسیار از مدیران که رفتار و روابط آنها قبل و بعد از قرار گرفتن در یک منصب، تغییر محسوسی نکرده است و این تمایز آنها را در چشم مردم شاخص کرده است و در افکار عمومی مقبولیت عام پیدا کرده اند.

✅آنچنان که مرسوم است، اغلب مردم با حساسیت نظاره گر تغییرات رفتاری در موقعیت های مختلف هستند و اغلب قضاوت های بی رحمانه ای در این مورد دارند. اگر شخصی در فرایند تحرک اجتماعی قرار بگیرد و جایگاه بالاتری را کسب کند، مصادیق رفتاری او بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. بیش از تمام رفتارهای مدیران آنچه بیشتر به چشم می آید، حس تواضع و فروتنی و ارتباطات آنها است. مردم انتظار دارند آنها خاستگاه خود را فراموش نکنند و جایگاه جدید، مانع آمیزش با مردم و همراهان قبلی نشود. برای مردم اهمیت دارد که تواضع و تعامل از سر نیاز و انتظار نباشد بلکه بخشی از منش و خوی ذاتی فرد باشد. اما اگر تواضع و حسن رفتار، موقتی و بخاطر نیاز و چشمداشتی در آینده باشد، فاقد ارزش ذاتی دانسته می‌شود و مردم آن را ابزاری و به قصد مطامعی آینده نگرانه قلمداد خواهند کرد.

😎به قول سعدی :
گدا گر تواضع کند خوی اوست
ز گردن فرازان تواضع نکوست